قهرمان ميرزا عين السلطنه

1452

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

سورمق مىرفتيم خاله جان عيال شاهمراد ميرزا كه شيراز مىرفت ملاقات شد . گمان من اين بود آنها شب حركت مىكنند و در منزل خواهيم ديد . خيلى غصه مىخورد كه ما نيستيم . حقيقت جمع ما در شيراز خوب جمع شده بود . اگر امسال هم مانده بوديم اميد منافع بسيار بود . سال گذشته چشم‌بسته وارد شده و آن به سرمان آمد . ناهار را در منزل كه شوكلستان « 1 » باشد خورديم . اما باد به شدتى مىآمد كه تمام چادرها را جز چادر پوش بزرگ انداخت و تمام غذا مملو خاك شد و از سر ناهار برخاسته اندرون آنجا آمد . دست مهندسباشى را گرفته به منزل رفيع السلطان كه در امامزاده اطاق كثيف بدى بود رفتيم . مختصر خوابى كرده بعد قدرى « ترم » با دكتر و انتظام السلطان بازى كرده نودشاهى سفيد من بردم . همان‌طور باد مىآمد . نيم‌ساعتى اردو رفته اندرون رفتم . مقاصد انتظام السلطان مسئلهء تازه پيدا شده . ميرزا حسين خان كزازى معتمد ديوان گماشتهء قوام الملك صيغه‌اى از طهران به شيراز برده بود . در اين ايام او را طلاق داده به همراهى رئيس چهار پادارهاى ما به طهران روانه نموده « 2 » . انتظام السلطان دو روز است متصل جلو و عقب كجاوهء آنها مىرود . گاهى اسب‌تازى مىكند . گاهى تيراندازى مىكند ، با آن‌همه كثافت بشره و هيكل عجيب . در آباده شب نزديك منزل آنها رفته و با مكاريها نزاع كرده تا نصف‌شب مرافعه بود . آخر مكاريها جمع شده درب اندرون رفتند . الحمد لله به خير گذشت . امشب انتظام السلطان در اين خاك و باد عنوانات مىكند كه معتمد ديوان اين زن را به من سپرده و من ششصد تومان در شيراز خرج او كرده‌ام و حال آن‌كه هر زنى كه منزلش مىآمد هرچه داشت برمىداشت و به‌خدا قسم خودم از گوش خود شنيدم كه يك نفر رفته بود چيز قابل همراه نداشت صبح بقچهء قلمكار دو ريالى او را برداشته بود و اين اواخر طورى شده بود كه يك نفر زن آنجا نمىرفت اگر هزار در باغ سبز نشان مىداد . قاطرچيها هم جمع شده كه حركت نمىكنيم و بار نمىبريم . از ما قوام التزام گرفته و اين زن را به امانت به‌دست ما سپرده‌اند . به هر جهت آمده بود به من مىگفت يك تپانچهء

--> ( 1 ) - اين محل شناخته نشد - با اينكه سعى شده است حتى المقدور موقعيت دهات در ذيل صفحات نوشته شود معهذا بعضى از قراء يا به‌واسطه تغيير نام يا خرابى و از بين رفتن مشخصات آنها در منابعى كه در دست است ، ديده نمىشود . ناچار از توضيح درباره آن دهات صرف‌نظر شده است . ( مسعود سالور ) ( 2 ) - اين زن در طهران به محترم شيرازى شهرت كرده و كارش خيلى خيلى بالا گرفت و از مشاهير شد . ( حاشيهء مؤلف )