قهرمان ميرزا عين السلطنه

1445

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

گذشتيم [ با ] چشمه‌هاى بسيار و اطراف جاده ، و زراعت زياد بود . اين جاها جزو بوانات و قنقرى است كه اسم حكومت آن دو ماهى با من بود و محمد رضا خان آنطور ضايع كرد . اگر همين دو جا را به استقلال به من واگذار كرده بودند اقلا دو هزار تومان عايد شده بود . مرد نود و پنج ساله - انتظام السلطان خيلى راه مصفا بود . سه ساعت از دسته گذشته وارد عباس‌آباد شديم كه پاىتخت قنقرى است . حاجى عباسقلى خان استقبال آمده بود . مىگويد نود و پنج سال دارم . خيلى دل‌زنده است . پسرهايش حالا مصدر كارند . سر ناهار هم بود . با اين كبر سن خيلى زرنگ و زبان‌باز است . جاى چادر باصفاست . عصر باد راه افتاد . رفيع السلطان با دكتر هم‌منزل است . انتظام السلطان هم آنجا خراب شده . ناهار ، شام ، چاى مفت باشد [ آنجاست ] . دكتر از سلسلهء قاجاريه است . خيلى هم باكمال است . خوش‌صحبت و شوخ است . شب سرد بود ، باد كمترى مىآمد . دو روز است قدرى حالم خوش نيست . دكتر هم دوا ندارد . به همان دواها كه از شهر ، آورده بوديم لاعلاج قناعت شد . بوانات و قنقرى - معزز السلطان جمعه 27 - منزل ده بيد است . آمدن خرّمى منزل بود . از راه كنار و راهش سخت ، خيلى صدمه وارد آمد . چادرها را در توى چمن زده بودند . تلگرافخانهء انگليس جاى مصفائى است . معزز السلطان منشىباشى كه تمام ايام اين سفر به تربيت ايشان گذشت و جناب معظم له هم معلوم است پس از شصت سال تربيت‌بردار نمىباشند عيالى از فارس آورده . . . لنگهء كجاوه را هم يكى از نوكرها را نشانيده . از اول سوارى كسانى كه ارادت داشته‌اند به انواع و اقسام حيل خودى نشان داده اظهار عشقى مىكنند . هر منزل هم مىرسد در بيغوله پنهان شده و تا صبح ديگر معتكف است . ورود به تلگرافخانه كرده به اصرار و ابرام تمام جائى گرفت . باد قبل از ناهار شدت كرد . چادرها را به تلاطم درآورد . متصل چادر بود مىافتاد . ميخ بود كنده مىشد . خيلى مغشوش [ شد ] . باد اين دو سه منزل مدامى است و مشهور . يكى از هفت گنبد بهرام در اين‌جا واقع است به تماشا رفتم . عجالة جز تل خاكى علامتى ندارد و اين مدت متمادى متصل از خاك آن براى زراعت برده‌اند و باز مثل تل بزرگى بجا و باقى است . ارمنى تلگرافچى عصر آنجا آمد . مادرش انگليسى پدرش از ارامنهء بوشهر بوده . فارسى خوب تكلم مىكرد . از حركت و سوارى ممنوعم . به اين جهت متصل در چادر [ م ] و لذتى از اين سفر با آن‌همه قرض نمىبرم . اگر