قهرمان ميرزا عين السلطنه
1434
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مختصر ساز و آوازى هم داشتيم و اين سواى صداهاى عجيب و غريب موزيكانچيان و مطاربهء يهود بود كه از صبح تا دو ساعت قبل خسته و خفهمان كرد . شيراز بسيار خوب جائى است در حقيقت شهر عيش و طرب است ليكن من خيلى گرفتاريهاى بيمعنى دارم كه ابدا توقع بعضى كارها [ نيست ] مگر به ندرت و به زحمت . از وقتى كه رياست قشون هم علاوه شده دردسرم بيشتر است ، خصوصا از دست اين فوج مخصوص و شرارت و الواطى آنها . وضع كارها هم بواسطهء بىترتيبى وضعيت و مهربانى ايالت بسيار مغشوش است . شيرازى كه معدن مداخل و كان منافع بود هيچ شده . تمام را از كيسهء فتوت خود بايد مخارج كنيم . من در اول سال از نرفتن به حكومت بهبهان و جاى ديگر خبط عظيمى كرده حالا گرفتار آن كارهاى با اسم بىرسم شده در تكليف خود متحيرم . اگر خدا خواست و سال نو مانديم يك ساعت در اين شهر نخواهم ماند . خارج از اين حوزه هر ساعتى به عالمى برابر است . كسى نمىداند چه وضع حكومت و ايالتى است . محمد رضا خان اقبال الممالك تمام كارها از كوچك و بزرگ به دست يك نفر محمد رضا خان است . بنابراين جز اسم چيز ديگر ندارد . ايالت آب بدون اجازه و ميل او نمىخورد . تمام ماها ول معطل [ ايم ] و از دور تماشا مىكنيم . منافع و مداخل تمام به كيسه و جيب اوست . آنهم چطور از كارى كه هزار تومان بايد ببرد پنجاه مصالحه مىشود ، يعنى قابليت بيش از آن را ندارد . فارسيها هم خوب شناختهاند . تمام رو به آن سمت آورده هر كار بزرگى را به يك عباى ده تومانى يا يك قاليچهء هشت تومانى تمام مىكنند . آقا هم تمام رأفت و مهربانى و جذب قلوب مىكند به خيال خود كه به آن شكل سالها حكومت كند و هروقت عزل شود شيرازيها او را نمىگذارند برود . تفصيلات دارد . هر روزش كتابى لازم دارد . واى به حال من اگر آخر سال عزل شود . عصر جمعه نوزدهم شهر رجب المرجب 1317 - تنها ولى بيكار هستم . سيم درجهء قوس است . هواى شيراز مثل اواسط بهار طهران است . زمين و زمان سبز و خرم است . گلهاى تابستانى و پائيزى باز ، گلهاى نرگس از يك ماه قبل فراوان [ است ] . چند روز ديگر قصيل تازه مىآورند . تابستان ابدا از اطاق بيرون نرفته شبها بسيار خوش بود . الان هم كه قوس است در اطاق با يك لحاف استراحت مىشود . ابدا احتياج به آتش نيست . عجب مملكتى است . طرفه هوائى دارد كه نظير آن ديده و شنيده نشده است . دو سه باران نافع آمد . صفا و لطافتش ديگرگون مشاهده مىشود . اگر فى الجمله در كارها هم ترتيبى بود و از آن جهت آسودهخاطر بود [ م ] نقصى نداشت . هنوز خزان صحيح نشده كه درختها