قهرمان ميرزا عين السلطنه

1016

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مورخ عهد مثل اعتماد السلطنه و سپهر و غيره معلوم مىشود . اسكندر بيك منشى يا خواندمير يا ميرزا مهدى خان هرچه به ميل سلطان بوده نوشته و تمام را به عبارت‌پردازى و كلمات مغلق پرداخته‌اند ، مقصود اظهار كمالات خود بوده نه تاريخ ، چه مىدانيم راست است يا دروغ . صدق و كذب مورخ معلوم نيست . هرچه گفته‌اند نوشته و بعضيها را هم محض خوش‌آمد بر خلاف واقع ثبت كرده . هركس تواريخ را خوانده مىداند چقدرها معيوب و بىمعنى است ، و السلام خير ختام . شرفيابى عز الدوله چهارشنبه 28 ذيحجه - اين دو شب هم آتش‌بازى و چراغان بود . هرسه شب را گردش رفتيم . ديشب را هم شعاع السلطنه گردش رفت . پيشكشهاى خوب هم گرفت . ديروز صبح همراه حضرت و الا به قول روزنامهء اختر « بطور خصوصى از ما بين مبارك گذشتيم » . اول حضرت و الا رفت و ما را راه ندادند . در اطاق حاجب الدوله نشستيم . بيچاره جعفر قلى خان حاجب الدوله همان روز ورود معزول شد . مصطفى خان قاجار كه فراشباشى خودشان است ، سالها خودش و پدرش فراشباشى بودند به جايش نشست . لقب و عصاى مرصع هم مرحمت شد . مابقى كارها نظارت با وثوق الدوله « 1 » : آبدارخانه ، قهوه‌خانه . ساير كارها معلوم نيست . بعد آمده ما را هم بردند باغ خلوت . صدراعظم و عين الدوله دم در بودند . مدتى نشستيم . صدراعظم حضور رفت . حضرت و الا با عين الدوله مدتها صحبت فرمودند . بعد مصدق الدوله برادر مهندس الممالك كه پيشخدمت مخصوص است آمده احضار كرد . شاه جلوى شمس العماره ايستاده بود . با صدراعظم صحبت مىفرمودند . نزديك رفتيم . فقط چهار نفر پيشخدمت در گوشه‌اى خزيده بودند . ديگر احدى پيدا نبود . شاه فرمودند انشاء الله طورى بكنيم كه همه آسوده شوند . بعد روبه صدراعظم كرده فرمودند شاهزاده را من باطنا دوست دارم و بسيار خوشم مىآيد . حقيقت از همه بهترند . صدراعظم تمجيدات زياد كرده بعد عرض كرد شاهزاده حقيقة خدمتگزار و جامع كمالات هستند . چند سال هم هست بيكار هستند . شاه شهيد هم خيلى التفات داشت ، ليكن ديگران نمىگذاشتند . فرصت نمىدادند به شاهزاده كارى برسد . انشاء الله در زير سايهء مبارك به مشاغل عمده بايد برسد كه رفع اين كسالت چندين ساله بشود .

--> - اعتماد السلطنه هم روزنامهء محرمانه مىنوشته است ( ا . ا . ) ( 1 ) - وثوق الدوله متصدى استيفاى آذربايجان بود ( مسعود سالور )