قهرمان ميرزا عين السلطنه

1410

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

باغ محمد على خانى به باغ محمد على خانى كه الان ملك حضرت و الا و جاى باصفاى خوبى بود رفته ، عمارت سردر خوبى داشت ، آينه‌كارى و ازارهء مرمر . چقدر آينه و ازارهء مرمر عمارات صفويه زياد بوده كه هرچه طهران حمل كردند و عمارت حضرت و الا ساخت تمام نشده كه به اين‌جا هم رسيده . چاى خورده به شهر آمديم . اگر موقع سبزه و صفاى اين‌جاها بود لذت خوبى مىبرديم . راهى به اين خرمى نديده بودم . نيم‌ساعت به غروب شهر رسيديم . مجددا به تماشاى ميدان نقش‌جهان رفته . چهل‌ستون بعد به عمارت چهل‌ستون كه آبادترين عمارات است و جاى تفرج و نشيمن تابستان حضرت و الا است [ آمديم ] . چنارهاى باغ اندكى مانده . تمامش در و پنجره براى عمارت طهران شده . اما تميز و مقبول بود . تا حال نديده بودم و كمتر واقع مىشود كه عظمت بنا انسان را بگيرد . واقعا وقتى كه وارد ايوان شدم و برابر يك ستون ايستاده بالا نگاه كردم چنان مهابت و عظمت بنا مرا گرفت كه به قدر يك ربع ساعت مبهوت ماندم و بدنم مىلرزيد . سه صف ستون است ، هر صفى شش عدد ، دو دانه هم در شاه‌نشين . تمام پايه‌هاى آنها سنگ يك‌پارچه به ارتفاع يك ذرع و يك چارك و دورش دو ذرع [ است ] . چهار جانب آن حجارى شده كه دهانهاى شير سوراخ حوض وسط از اين دهان شير و فوارهء حوض سابقا آب مىآمده . ارتفاع ستونها بيست ذرع ، قطر هريك سه چارك . نمىدانم چه بنويسم بايد ديد . از شاه‌نشين به چند اطاق مىرود . يكى از آنها به طول عمارت افتاده . در طاقنماهاى آن‌كه به منزلهء بالارف است اشكال حروب شاه اسماعيل و شاه عباس گويا از نادر هم باشد كشيده شده . تاريك بود و حضرت و الا خيلى مرحمت به اين اطاق فرموده گلخانه‌اش كرده‌اند . چند دانه گلدان كثيف شمعدانى و يك بخارى حلبى مندرس گذاشته بودند . يك احترام فوق العاده هم نسبت به يكى از فاصله‌هاى بين دو طاق‌نما شده بود و آن پردهء ناشورى بود بىاندازه چرك . جويا شدم سرايدارباشى گفت تمثال شاه شهيد است كه حضرت و الا كشيده‌اند . اين تالار روزگارها به خود ديده . اين هم روزگارى است مىبيند . « شب سمور گذشت و لب تنور گذشت » . جلوى آن ايوان و ستونها به فاصلهء پنج ذرع حوضى است مربع مستطيل كه عكس اين بيست ستون در آن افتاده و چهل‌ستون به آن لحاظ مىنامند . اطراف حوض مجسمه‌هاى