قهرمان ميرزا عين السلطنه

1382

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اول باور نكرديم زيرا آنقدر مال و آدمها خسته شده بودند كه به وصف نمىآمد . لاعلاج بيرون رفتيم حقيقت پيدا كرد . باد تمام چادرها را انداخت . يك چادر هم سوخت . كالسكه‌ها حاضر شده اندرون رفت . هرچه ملتزمين عرض كردند مقبول نيفتاد . ما هم به درشكه نشسته « كروك » را بالا كشيديم . عينكها را به چشم زده « پتو » روى پا انداختيم و حاضر براى حركت [ شديم ] . نوكرها و سليمان ميرزا در منظريه ماندند كه صبح بيايند . خيلى به عجله آمديم . طوفان شدتش بيشتر شد . چشم چشم را نمىديد . ورود به قم يك ساعت و نيم به غروب مانده به دروازهء شهر رسيديم . از بازار گذشته راه كالسكه سخت بود . درب حرم مطهر پياده شديم . گداها دوره كردند . يك‌سر به زيارت رفتيم . بعد از زيارت و آستان‌بوسى به سر مقبرهء شاه مرحوم و از آنجا به خانه و عمارت صدراعظم . اندرون هم متعاقب رسيدند . عزيزه خانم تب مختصرى كرده بود . الحمد لله بهتر است . اطاقى مفروش و مزين مال سرايدار بود همان‌جا منزل كردم . شب طبخى نشده بود . آقا يك ظرف كباب دادند با قدرى نان و پنير صرف شد . يك ساعت هم اندرون رفته عزيزه خانم را ديدن كردم . جناب شيخ ديرتر رسيد . خيلى صحبت كرديم . دمل فتح الممالك درد مىكرد و ناله داشت . آقا شيخ قدرى سربه‌سرش مىگذاشت خنده مىكرديم . اين گردوخاكها مگر به دو سه دفعه رفتن حمام بيرون آمده و پاك شويم . در قم شكوفه باز و بيدمشك هم هست . شنبه 21 شوال - اين دو روز را در حضرت معصومه به دعاگوئى دوستان مشغول بوديم . يك روز را هم بازار رفتم . دكان كتاب‌فروشى بود . كتاب حكايتى خواستم دست برده كتابى داد كه ملاحظه كنيد حكايت است يا خير ؟ باز كرده فهرستى داشت تمام حكايت فارس و شهر شيراز بود . صفحهء اول را خوانده ديدم ميرزا جعفر خان خورموجى مصنّف است و مقصود نگارش مملكت فارس از جغرافى و تاريخ و غيره است « 1 » چهار هزار طى شده ابتياع شد . مراجعت به منزل خدمت آقا روانه كردم مطبوع واقع شد . براى كسب بعضى اطلاعات و خواندن در كالسكه مفيد واقع شد . به فال هم انشاء الله نيك است . . . « 2 »

--> ( 1 ) - منظور كتاب « آثار جعفرى » است كه در سال 1276 قمرى چاپ سنگى شده است . مقدمهء حقايق الاخبار ناصرى تأليف همان مؤلف كه توسط حسين خديو جم تجديد چاپ شده ديده شود . ( ايرج افشار ) ( 2 ) - نقطه‌چين در اصل است .