قهرمان ميرزا عين السلطنه
1350
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ساخته كه تقريبا ده بيست هزار تومان علاوه مصارف شده است . سالى چهار پنج هزار تومان هم مواجب و انعام مىبرد . به قدر باجى ياسمن طبابت بلد نيست . پنجشنبه 24 جمادى الثانيه - منزل بودم . فصل خزان است . رونق باغها رفته . اين گرانى و ضيق معاش انسان را هم به حالت خزان آورده ، دماغى براى كسى جز اشخاص معين باقى نمانده . نان و حاجى محمد حسن - خصائص پالكونيك گفتند حاجى محمد حسن استدعاى مأمورى كرده بود كه به شهريار و ورامين روانه كرده آنچه غله انبار كردهاند گشوده حمل به شهر كند . هركه را تعيين كرده بودند ايرادى گرفته آخر الامر گفته بودند خودت كسى را انتخاب كن . گفته است مأمور ايرانى به درد من نمىخورد . شما پلكنيك قزاق را مأمور كنيد . همينطور كردند . پلكنيك مأمور شده و رفته است . هيچكس از دست اين مأمور شكوه نخواهد كرد . تعارف نخواهد گرفت . بهتان نخواهد زد . مرغ ، جوجه ، بره شب نخواهد خورد . كسى او را مغرض قلم نخواهد داد . . . شكم فلان را پاره كرد ميانه نيست . تعارف بدهيم رد مىشود ، تقديم ندهيم دروغ مىگويد ميانه نخواهد بود . هرطور حكم است اتمام و انجام داده شهر خواهد آمد . اين يك سرهنگ روس است كه دو هزار نفر از قشون ما را طورى نگاه داشته كه هيچوقت قصورى در آن واقع نشده . هروقت حكم كنند حاضر [ است ] ، هروقت امر شود خارج . به يك شيپور تمام اين سوار حاضر و به يك شيپور منتظر هر حكمى كه صادر شود . در ايام شهادت شاه طورى شهر طهران را نگاهدارى كرد كه از دماغ يك نفر خون جارى نشد . عقيده به فرنگى كار ايران درست نمىشود مگر اينكه چند نفر وزير و صاحب اداره هم از اين فرنگيها بياورند . مثلا وزير ماليه ، وزير جنگ ، تجارت ، فلاحت ، علوم ، معادن و غيره و غيره . فقط صدراعظم ايرانى باشد . تمام مردم تكليف خود را دانسته ، آنها هم به خوبترين وجهى مشغول كار خود مىشوند . پطر و محاسبهء ممالك روسيه روزى كه پطركبير محاسبهء ممالك روسيه را خواست به حساب هندسه بنويسد و اين خط را از ميانه ببرد اغلب اهل مملكت به شورش برخاسته ميرزاها واسطه برانگيختند