قهرمان ميرزا عين السلطنه
1323
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مىشود . در آخر گفت آنقدر خاك بر سر ماها شده كه از يهوديان اين شهر عقب ماندهايم كه دو سه ماه است مدرسه احداث كرده سيصد نفر شاگرد درس مىدهند . « روچيلدها » خيلى پول دارند و متصل مىدهند . اندكى بگذرد يهوديان شهر ما به اعلى درجهء تمدن و ترقى نايل خواهند شد . شاه هم فرمودند انشاء الله سال نو دو سه مدرسهء دولتى بنا كنيم . معلم شيمى و فيزيك خواهيم آورد . براى فرش مدرسهء افتتاحيه هم سيصد تومان فرمودند مىدهم كه معطل فرش نباشند . دندان شاه و شوخيهاى او مسيو هبنت دندانساز آمد . شاه دندان خود را بيرون آورده دادند درست كند . بعد فرمودند يك دندان من خيلى لق است . مشير السلطنه عرض كرد بكنيد خلاص مىشويد . شاه دست صديق همايون امير آخور سابق ، حالا مير آخور اصطبل توپخانه از تركهاى خشن را گرفته يك انگشت او را به دهان خود برده كه دندان لق را ملاحظه كند . او هم ملاحظه كرد . عرض كرد خيلى لق است ، اگر اشاره كنى مىافتد . بعد انگشت آصف السلطنه را شاه گرفته به دهان خود بردند . انگشت كه داخل شد شاه دندانى گرفته صداى داد آصف السلطنه بلند شد . گفت اى قربانت شوم ول كنيد زخم شد ، درد آمد . شاه ول كردند . آصف السلطنه با دست ديگر انگشت خود را گرفته كج و چوله شد يعنى درد مىكند . جميع كه ايستاده بودند قدرى خنده كرده هبنت خان دندان را به جاى خود گذاشت . شاه كمكم به سمت عمارت رفتند ، قدرى ايستاده بيرون آمديم . يكسر به باغ تاج الدين ميرزا [ آمديم ] و شب را هم آنجا مانديم . روز جمعه تا عصر هم بوديم . اتفاقا ولنجك خدمت عزيز الدوله از آنجا به شهر [ رفتيم ] . گمرك بوشهر حالا مختصرى از اخبارات داخله كه در اين مدت شنيده شده بنويسم . سابقا حكايت بانك شاهنشاهى و ضبط گمرك بندر بوشهر را اشاره كرديم . پنجاه هزار ليره امين الدوله قرض گرفت و در مقابل آن گمرك بندر بوشهر را واگذار كرد . اكنون دو ماه است بانك مشغول ضبط گمرك است و پنجاه نفر سرباز انگليسى و دو ارابه توپ در بوشهر نگاه داشته كه محض نگاهدارى و حفظ حقوقات گمركى لازم است . هرچه تجار هندوستان ، فارس ، كرمان ، يزد ، اصفهان تلگرافا كتبا شكايت كرده [ اند ] كه اين عمل به هيچوجه درست نيست ما خودمان اين قليل تنخواه را مىدهيم يك بندر به اين معتبرى از چنگ مىرود گوش ندادند .