قهرمان ميرزا عين السلطنه

1321

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بالاتر در خدمت شاه تقرب ندارد . شاه عاشق او و مايل او [ است ] . جان و مال را دريغ ندارد . من درست از بطون‌كار اطلاع ندارم و با اهل درب خانه هم آشنائى ندارم . آنچه را نوشتم صد يك آن است كه در افواه مردم اين شهر شهرت دارد و مىگويند . حالا اگر كسى نزد اهل خلوت شاه بنشيند و محرم شود كه از بطون‌كار او مطلع هستند يقين هزار مقابل اين است . ازبس اين تركها . . . نچسب هستند انسان رغبت مراوده و معاشرت نمىكند . خصوصا من كه از اين نوع ملاقاتها به‌اندازه‌اى گريزانم كه اگر هزار كار لازم واجب فوتى فورى داشته باشم يك دقيقه ميل ندارم نزد آصف السلطنه يا وكيل الملك يا ديگرى بروم و درخواست مىكنم از خدا ، شب و روز تضرع و زارى مىكنم كه مرا محتاج به امداد و كمك آنها نكند كه رؤيت نحس نجس آنها را ببينم و با آنها مكالمه و صحبت كنم . اميدوارم كه آن روز نيايد و اين ملتمس خيلى كوچك من با اين‌همه تضرع و زارى قبول آن درگاه اميد و اميدوارى بشود . دوستان را كجا كنى محروم * تو كه با دشمنان نظر دارى قتل امپراطريس اطريش سه‌شنبه 25 ربيع الثانى - خبر تازه كه تلگرافا رسيده است قتل امپراطريس اطريش است . دو ماه بود در آلمان به آب گرم رفته از آنجا سويس رفته است . در وقتى كه از مهمانخانه بيرون آمده كه سوار كشتى شده برود يك نفر ايتاليائى جلو رفته كاردى به سينهء امپراطريس زده و سه ساعت بعد هلاك مىشود . تا حال هيچ‌كس ياد ندارد كه زنى را آنارشيستها اين‌طور كشته باشند . اين امپراطريس از شاهزاده خانمهاى « باوير » [ و ] در خوشگلى و وجاهت مشهور تمام فرنگستان بود . ايامى كه حضرت و الا با شاه شهيد فرنگستان رفته بودند عين خوشگلى او بوده . مىفرمودند از تمام خانمهائى كه ديده بوديم بهتر بود . حالا قريب شصت سال داشت . جشن را هم گفتند موقتا موقوف هست تا خبر ثانوى چه رسد . اين امپراطور اطريش با شاه شهيد در يك سال متولد شده و در يك تاريخ به تخت نشسته‌اند . او در جشن پنجاهم خودش شهيد شد ، اين زنش . همه‌كس در اين مسئله گفتگو مىكند . امپراطور اطريش از اين زن يك پسر و يك دختر داشت . پسرش هفت هشت سال قبل خودش را كشت و از او يك دختر باقى است . دختر امپراطور زنده است و در اطريش دختر پادشاه نمىشود . لهذا پسر برادرش وليعهد است . روزنامه‌هاى تازه برسد خيلى تماشا دارد ، كار به‌دست روزنامه‌نويسها افتاد .