قهرمان ميرزا عين السلطنه
1298
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حاتمبخشى شاه آقاى عماد السلطنه مىفرمودند در مجلس مشير السلطنه بودم مذكور شد كه شاه چهارده هزار تومان به شاهزاده موثق الدوله ناظر ، انعام و خرج عروسى براى پسرش مرحمت فرمودهاند با شش هزار تومان مواجب ، سه هزار تومان داماد ، سه هزار تومان به عروس كه دختر خود اعليحضرت مىباشد . نير الممالك آنجا وارد شده كاغذى ارائه كرد كه گماشتهاش از اردو نوشته بود تا امشب كه وارد اول لار شديم هزار و پانصد تومان شاه انعام مرحمت فرمودهاند . ششصد تومان هم الان دستخط آوردهاند . پول نداريم و از همه چيز فرستادن تنخواه لازمتر است . مشير السلطنه گفت دينارى پول نيست . همين بخششها ما را به اين روز انداخته ، چه خبر است . تا آخر سفر چقدر مرحمت خواهند كرد . چه وضعى است . اين انعامها چه لزوم دارد . از كجا بايد داد . نصر السلطنه و تنكابن از نصر السلطنه يكصد هزار تومان تتمهء باقى را گرفتند . تا حال سيصد هزار تومان گرفتهاند . پدرش درآمد . دماغش را بگيرند جانش درمىرود . تنكابون است كه اينها را اينطور جرى و هار كرده بود . گنج بادآورده است ، باز هم بيرون مىآورند . استقلال آنها در آنجا از اندازه خارج است . جان و مال مردم حق مطلق و ملك طلق آنها است . مواجب خود را تقديم كرد كه ابدا استدعاى مواجب نكند ، به شرط آنكه نقد و جنس دهات خالصهء قزوينش را شاه ببخشد كه به مصرف فروش رسانيده تنخواه را بدهد . همينطور تخفيف مرحمت شد و اعلان فروش كرده . معلوم بود با آن ماليات كسى دهات قزوين را نمىخريد . حالا خوب فروش مىرود . كشته شدن توپچى پنجشنبه 17 ربيع الاول - صبح را ميدان رفتم . مدتى در حوضخانه نشستم . امير توپخانه نيامد . ميانهء يك نفر توپچى از فوج مقدم و يك نفر از فوج افشار در سر ده شاهى چند روز قبل نزاع شده ، توپچى مقدم با خنجر دو سه زخم منكر به پهلو و شكم ديگرى زده توپچيها بههمريخته [ اند ] نزديك بود اغتشاش كلى بشود . امير توپخانه آمده مجروح را به اطاق برده جراح آوردند . ضارب را تنبيه كامل كرده حبس نمودند . دو روز بعد بيچاره وفات كرد . فوج اجماع كرده تدبير خوبى كه امير توپخانه نموده فورا حكم به مرخصى فوج افشار كرده . اين فقره قدرى اسباب سكوت آنها شده . هنوز اين دو فوج