قهرمان ميرزا عين السلطنه
1002
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خانه رفتيم . باروبنه در ارگ جمع بود . فراشهاى ترك [ با ] قمههاى بلند ، سبيلهاى كلفت خيلى تماشا داشتند . كلاههاى « پاپاخ » سطح ارگ را گرفته بود . الفاظ تركى و تغيرات و صداهاى عجيب بيمزه نبود . داخل درب « آلاقاپو » شديم . يك قاپچى معمولى يك سمت ، قاپچى ترك سمت ديگر . اين قاپچى طهرانى معرفى كرد يعنى پس از رد شدن ما قاپچى ترك گفت « ياخچى ياخچى » . درب حياط تخت مرمر هم همين قسم . سفريها از بشره و لباس تميز داده مىشدند . جاى وزارت خارجه رفتيم بالاخانههاى وزارت خارجه كه صدراعظم براى خودش منزل قرار داده . چندين بالاخانه [ است ] و رو به جنوب به حياط كوچك نگاه مىكند . اين بالاخانهها را از خلوت كريمخانى ساخته و براى وزارت خارجه قرار دادند . اطاق دربار سابق در زير اين است . آن خلوت مشهور معروف را ضايع كردند . آن خلوت تاريخى بود . استخوانهاى نادر شاه افشار در كرياس آن خلوت دفن بود . شاهنشاه شهيد آقا محمد شاه از خراسان استخوانهاى نادر را هر قسم بود آورد كه هميشه از آنرو عبور كند . « 1 » خلوت تاريخى شاه شهيد اين خلوت تاريخى را ضايع كرد . نصف داخل موزه شد ، نصف اين اطاقها شد . نصف ديگر حياط كوچكى و حوض خانه كه الان موجود و در باغ واقع است . از ابنيهء قديم همين خلوت باقى بود منهدم شد . ديگرى تالارهاى عمارت گلستان الان است . كلاه فرنگى هم وسط باغ بود خراب كرده نارنجستان كوچكى به جاى آن ساختند كه ابدا موقع و معنى ندارد . داخل اطاق شده مشغول ناهار خوردن بودند ، اطاق ديگر نشستيم . شاه در باغ بودند درها را بستهاند . هيچكس بدون اذن داخل نمىشود . تفصيل ورود شاه تفصيلات ورود شاه را بهتر اين است از قول و فرمايش حضرت و الا بنويسم . بعد از آنجا كه خودم ديدم شرح دهم . مىفرمودند صبح كه رفتيم جمعا در حياط جلو ( كه از آنجا به باغ مىروند و كشيك خانه ، فراش خانهء دربار همين بالاخانههاى وزارتخانه خارجه تماما در آن واقع است ) صدراعظم نشسته بود . اغلب شاهزادگان و وزراء و امراء
--> ( 1 ) - نويسنده اشتباه كرده است منظور استخوانهاى كريم خان است .