قهرمان ميرزا عين السلطنه

1289

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

باز هم دربارهء قشون شنبه سيم شهر ربيع الاول - صبح را ميدان رفتم . شاه بيست و پنج شبه به لار و آب گرم لاريجان و دماوند تشريف برده‌اند . در حوضخانه نزد امير توپخانه نشستم . سردار هم آمد . هومان خان دو ماه بود براى وصول تتمهء مواجب توپچى خرقان رفته بود . دست از پا درازتر مراجعت كرد . عرض كردم فايده نكرد . هنوز لباس و قداره به توپچى نداده‌اند ، درست مثل اين است صد نفر عمله از خرقان بطور اجماع و ترتيب مختصرى آمده باشند . تمام ايام را مشغول عملگى هستند . در آخر يك جيره و مواجبى هم از دولت مرحمت مىشود و الّا اين قشون نيست . آن وقتها هم ابدا اين قسم چيزها نبود و نديده بوديم . تمام اين قشون همين حالت را دارند . از صبح تا شب در شهر مشغول كسب و فعلگى [ اند ] آخر هم مواجبى مىگيرند . فوج خمسه درست در 13 شعبان المعظم وارد قزوين شده روز 16 از قزوين حركت كردند و براى مأموريت خراسان احضار شده بود . تا الان كه سيم ربيع الاول است در طهران سرگردان است و نرفته . فوج افشار قزوين چند روزى پس از آمدن ما آمد ، تا الان لباس نگرفته . سان نداده بلكه شورش كردند . آنطور صاحب‌منصبان را بيرون كردند ، تمكين ندارند . هيچ‌كس حرفى نزد . معلوم نيست دست كيست . مىشود دو ماه يك فوج در پاى تخت شورش كند و هيچ‌كس در اصلاح آن نكو شد . فوج عرب و عجم فوج عرب و عجم كه جمعى شخص سردار است براى نزاعى كه با دو نفر آدم عين الدوله كردند يك محله را چاپيدند ، غارت كردند ، كتك زدند ، زخم زدند هيچ‌كس حرفى نزد . تمام همّ سردار و سايرين مشغول مداخل است . با اين قلت تنخواه مداخلها مىكنند كه در عرض يك سال و دو سال نايب السلطنه و صدراعظمهاى سابق نمىكردند . كار از هزار و دو هزار گذشته اقلا از هر دادن جيره يا مواجب ده تا و پانزده تا مىبرند . متصل فوجى [ را ] احضار مىكند و فوج ديگر را مرخص . هرچه جيره و مواجب طلب دارد حق سردار است و با كمال تشكر تقديم مىكنند كه آسوده شده زودتر به موطن خود بروند . زمزمهء قرض حالا هم باز زمزمهء قرض كردن دولت است كه ساير گمركات را هم به انگليس واگذار كنند . اين قرض را بيشتر اين سردار و ساير وزراء گردن شاه مىگذارند كه پول خوبى توى دست‌وپا بيايد كه خرج‌تراشى ممكن شود و طلب سوخته‌هاى هزار ساله را هم وصول