قهرمان ميرزا عين السلطنه
1278
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
بودند : « مثل عين الدوله نوكرى مثل ما آقا لازم دارد كه قدر خدمات او را بدانيم . اين جزئى مواجب از محل پستخانهء به او مرحمت شد . » مابقى را هم تمام از ماهى ده تومان تا دوازده هزار تومان در سال بردند كه دولت مىتوانست هزار كار خود را با اين چهل هزار تومان صورت بدهد . واگنر خان هم صورتبندى كرده و چه خوب از عهده برآمده بود ، حالا قرائت مىكرد كه بعد به نظر مبارك برساند كه توپخانه صاحبمنصبانش تمام داخل كار [ ند ] و كسى خارج نيست كه به كار نخورد و منال ديوانى او مقطوع شود . صورت مناصب توپخانه اول امير توپخانه را نوشته بودند - بعد آجودانهاى امارت توپخانه ، ده نفر مير پنج اسم برده شده بود - بعد امين نظام - پسرش رئيس ميدان - همانطور جمعى را به اسم آجودانى او كه تمام با خود او همشأن مىباشند - بعد مصطفى خان پسر ديگرش كه فرمانده كل همانطور دو ديويزيون كه هيچ در كار نيست ، مشقى نمىشود كه صاحب منصب بخواهيم . آنوقت كارهاى متفرقه چندتاى آن را مىنويسم . براى سركشى اصطبل - كميسيون بازديد - تحويلدار نقدى - انباردار جنسى - تيراندازى دوشانتپه - تيراندازى صاحب قرانيه - تيراندازى باستيان - مأمور خدمات اتفاقيه - مأمور حكومت شهر و غيره و غيره كه همان اسم است و ابدا اين كارها را نداريم و هيچوقت معمول نبوده . كجا نقد و جنس توپخانه بهدست رئيس آن است كه انبار و تحويلدار لازم داشته باشد . اصطبل توپخانه چه دخل دارد ، خودش ادارهء مخصوصى است . كميسيون بازديد كدام است . اسم اين مطالب همين امروز به گوش ما رسيد . براى هريك از اين اسامى ده نفر بيست نفر سرتيپ و سرهنگ معين كرده بودند . من جمله من و عماد السلطنه را جزو آجودانهاى وزير جنگ نوشته بودند . حالت سايرين هم معلوم است . همه مىدانستند تدبير براى چه است . مقصودى جز آنكه نان آنها قطع نشود نيست . اگر به خلا پاك كنى هم مىخواند حرفى نبود . بعضى از صاحبمنصبان كه اسمشان نوشته شده بود در يكى از آنجاها مىگنجاندند . دو تا انبار بىمعنى توپخانه دارد . اقلا چهل نفر صاحبمنصب براى خدمات آنجاها معين شده . شاه اگر سالى يك مرتبه در دوشانتپه تيراندازى بكند حالا آن را خدمت عليحده قرار داده بودند . خوب چشم همان صاحبمنصب فرمانده كور شود در تيراندازى حضور بهم برساند . حالا اينها به غير از صاحبمنصبان طايفهء ساخلو و سركردگان آنهاست ، همين صد نفر توپچى قراگوزلو دوازده نفر صاحبمنصب از سرتيپ و سرهنگ و سلطان دارد . مادامى كه طايفهء آنها حاضر است جيره به اندازهء منصب و درجه خود مىبرند كه هيچ دخلى به