قهرمان ميرزا عين السلطنه
1273
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
انبار يوميه بعد ضياء الملك گفت حالا برويم به انبار يوميه كه در اين مدت هرچه ساخته شده آنجا تعبيه شده است . همه گمان كردند مملو از اسباب است . قفل را باز كردند جز چوب بست و قفسهء اسباب چيزى نداشت مگر ده دانه قداره ، چهار عدد طبل ، ده بيست بند تفنگ . خنده درگرفت . معلوم شد در ظرف اين مدت به قدر بيست تومان در قورخانه تهيه اسباب نشده و هرچه هم از قديم بوده مصرف شده و به افواج دادهاند . تمام ادارهء قورخانه و صاحبمنصبان زيادى كه داخل آن شدهاند متجاوز از دويست هزار تومان در سال جيره و مواجب از ديوان مىبرند و صنعتگران آن هروقت كارى بكنند مزد و قيمت آن عليحده است . اين مبلغ را صاحبمنصبان و تابين آن مىبرند . اگر تهيهء اسبابى لازم شود ديوان تنخواهى عليحده بايد بدهد و تهيه شود . مثل اين است كه از بازار به قيمت عادله بخرند . صاحبمنصب قورخانه از تابين آن زيادتر است و هركس بوسيلهاى خودش را داخل كرده و جيره و مواجب مىبرد . ذخيرهء تداركات - رياست امين السلطنه بعد نشستيم صحبت از ذخيرهء تداركات شد كه در آنجا هم چيزى باقى نمانده . هرچه رخت ، لباس ، كلاه ، كفش ، چادر و غيره بوده تمام را اين مدت براى افواج گرفته ديگر به جاى آن نگذاشتهاند . هرچه هم فروشى بوده كه امكان پيدا كرده فروختهاند يا دزديدهاند . بههرجهت از آنهمه تهيه و تداركات هيچ باقى نيست . اگر امروز بخواهند دو فوج ناقابل حركت بدهند لوازمات آن موجود نيست . تفنگ هرچه بوده مفقود است . حتى مىگويند كه گلولههاى شرپنل و گرناد و ساچمه را مخفى كردهاند و الان چيزى باقى نمانده . هرچه فشنگ بوده به افواج دادهاند . آنها [ را ] يا فروخته يا همراه به ولايات بردهاند . قبض آن در نزد تحويلدار [ ست ] و ديگر كسى بالاى سر آن نبوده كه پس گرفته به جاى اول بگذارد . هروقت حساب بخواهند آن قبوض را مىگذارند . رياست اين مخزن با حاجى امين السلطنه بود و خداوند عالم است . تداركات نظامى دورهء ناصرى مكرر حضور داشتم براى ده دست لباس ، يا پنج عدد تپانچه ، يا ده دست اسباب توپكشى كه كسر داشتند بيست دفعه نايب السلطنه قبض مىنوشت . آدمهاى مخصوص