قهرمان ميرزا عين السلطنه

1264

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

صحبت بود . نقل مىكردند كه همه‌جا مطرح بود . زمزمهء آمدن امين السلطان مطلب تازه اين است كه به‌جاى عين الدوله امين الملك وزير داخله شده . همهمهء آمدن امين السلطان است . همه‌كس منتظر آمدن اوست . اقوام و نوكرهاى آنها وجد و سرورى دارند . امين الملك دماغى داشت كه بالاتر از آن متصور نيست . امروز در دربار نشسته و ناهار آورده تلگراف و كاغذ بود كه مىخواند و جواب مىنوشت . پارسال اين موسم در الهيه بست بود و روزگارى داشت مثل سگ بلكه چندين مرتبه بدتر و كثيف‌تر ، الان به اين شكل . حالا كدام‌يك آن از روى قاعده و قانون درست مىآيد . به چه ناخدمتى مستحق آن‌همه صدمات و عذاب شد و به كدام خدمت شايسته اين موهبت و التفات . اين ترقى امروز او چندين مرتبه بالاتر از ايام گذشته است . دورهء ناصرى زمزمهء آمدن صدراعظم است . حالا قبول كند و با اين اشكال راضى به آمدن بشود خدا عالم است . عجالة او از عزل امين الدوله و اين‌كه شانزده سال صدارت كرده ، ديگرى شش ماه نتوانست دماغى دارد و به‌عقيدهء اغلبى اگر نيايد بهتر است تا آن رونق اولين به كار باشد . او كسى مثل ناصر الدين شاه را مربى و مدبر داشت . راست است كارها ظاهرا به اسم او جلوه كرده و عوام از او مىدانند ، اما عقلا و كسانى كه داخل كار بودند مىدانند كه او جسمى بود بىجان و قالبى بىروح . تمام [ و ] كمال از روى دستور العمل و اجازهء شاه شهيد بود كه ساعت به ساعت ، دقيقه به دقيقه غافل نبود و دستور العمل مىداد . وانگهى عمل نظام و حكومت طهران به كلى خارج از صدارت [ بود ] و شخص مدبرى مثل نايب السلطنه در سر آن بود . حالا تمام كارها داخل هم [ شده است ] ، پول هم هيچ نيست . آن‌وقت مطلبى را كه انسان نمىشنيد همان اسم پول بود . حالا از صبح تا غروب هرچه جواب كاغذ است متعلق به پول است . هرچه مىخوانند حكايت پول است . هرچه مىنويسند حكايت پول است . هرچه مىگويند و مىشنوند همين‌طور . ديگر از صبح تا غروب اين وزراء و صاحبان ادارات كار ديگرى ندارند . خزانه و معين الملك - وضع امين الدوله معين الملك براى حساب احضار به شهر شده و مىگويند درب اندرون متحصن شده . گفتند پريشب شام شب و اسباب مطبخ صدراعظم را از ساعت دو بار الاغ كربلائى حيدر