قهرمان ميرزا عين السلطنه

1260

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

آنجاها شلوغ‌تر [ است ] . گرانى شهر طهران از همه بالاتر . آنچه هم از بطون امر اطلاع داشتند كه صد مراتب بهتر از ماها بيان كردند . شاه يك مرتبه ملتفت شده كه راست است و در اين مدت متمادى ابدا جويا نشده كه كدام‌يك از اين مطالب كه متصل محرمانه عرض و اظهار مىشد به عرصهء بروز و ظهور رسيده . حالا تعجب بايد از امين الدوله كرد كه با آن‌همه تجربه و آن وضع منظم ، آن كارهاى خوب ، آن‌همه عزت و احترام اين‌كار را قبول كرد و بعد چرا آن قواعدى كه مىخواست جارى كند اجرا نشد و پس از آن‌كه موانع كثيره براى اجراى آنها واقع شد يكان يكان را به شاه عرض نكرده چاره‌جوئى ننمود و اگر چاره‌اش امكان نداشت استعفا نكرد . بهرجهت آن بود كه از پنجم محرم خيال شاه مشوش شده صدراعظم فى الجمله مستحضر شده مهر خود را در كيف گذاشت . اما باز حرص و طمع نمىگذاشت متصل درصدد آن بود رفع كند . هرچه شاه طفره « 1 » مىزد اصرار او بيشتر مىشد . مجلس وزراء - قوانين فرنگستان مجلس پريروز را وزراء نهانى تلقين كرده بودند كه در مجلس در حضور تمام محترمين استفسار شود كه صدراعظم چه كرده ، منتهى به زبان ديگر بيان شد . آنچه از اين مجلس در اين‌جا ذكر شد از قول نواب عليه بود . حضرت و الا مفصل‌تر فرمايش فرمودند كه بعد از شرفيابى به دربار آمديم . امين بقايا كه حالا وزير بقايا است و از جملهء محارم شاه است زرنگ و هوشيار ، اصلا يزدى ، از طرف مادر نوهء خاقان مغفور است وارد شد كه شاه مىفرمايند چه كرديد ؟ هركس چيزى مىگفت . صدراعظم به زبان آمد كه در اين مدت كارى پيشرفت نكرده . در مجلس كسى نيست كه ما را تكفير كند . امورات ما بايد از روى قوانين فرنگستان باشد و چندين مانع براى اجراى بعضى از آنها وارد شده . چندى ما گرفتار تكفير علاء الدوله بوديم ، آن اصلاح نشده علما بر ضد دولت متفق شدند و در حقيقت تيشه به‌دست گرفته پاى دولت را مىخواستند بشكنند ، لله الحمد نشد . از آن خلاص نشده عمل خراسان و فارس برهم خورد . چندى گذشت گرفتار و دچار همدان شديم . ساعتى راحت نبوديم كه فكر كارهاى ديگر باشيم . بعد صحبتهاى ديگر به‌ميان آمده بر همه محقق شد كه اين معاذير چندان قابل آن نبوده كه تمام يك سال را مشغول آن بود ، وانگهى هميشه از اين كارها اتفاق مىافتد . صدراعظم بايد به كارهاى بزرگتر از اين هم خودش را مشغول كند و اصلاح اين نوع امورات را به ديگران رجوع كند .

--> ( 1 ) - اصل : طرفه ( ؟ )