قهرمان ميرزا عين السلطنه

1258

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

خزانه شده‌اند . هرقدر پول گرفته‌اند حساب آن معلوم نيست . هرچه خواسته‌اند كرده‌اند . نه جمع آنها معلوم است نه خرج . حالا هم اين‌طور شده . چهار هزار تومان آفتاب به آفتاب براى گمركات بيگلر بيگى كه الان در حقيقت تمام گمركات ايران با اوست مىگفت روزى چهار هزار تومان آفتاب به آفتاب بايد بدهم كه شاه شخصا حواله مىفرمايند . صدراعظم حواله مىدهد . معين الملك و مشير السلطنه هم به شرح ايضا . اما يك عمل گمرك شهريار منظم نيست و دو ساعت موقع پيدا نمىكنم دو كلمه عرض خودم را بكنم . هركس رسيده پول گمرك را خورده ، هركس آمده دخل و تصرف به عمل گمرك كرده . حكام حمايت نمىكنند . اجزاء گمرك توسرىخور تمام مردم شده [ اند ] . گرفتار شده‌ام نمىدانم چه بكنم . رفتن آن فرنگيها هم گويا سرنگرفت . مواجبى روزبه‌روز از دولت مىگيرند و در طهران مشغول خوش‌گذرانى هستند . حكومت يزد : عدل الدوله حكومت يزد را شاه به عدل الدوله برادر وزير بقايا كه اصلا يزدى هستند مرحمت فرمودند . صدراعظم صديق السلطنه را منتخب فرموده‌اند . وكيل الملك شاهزاده عماد الدوله را . نقدا دستخط در جوف جيب عدل الدوله است اما جرأت اظهار ندارد . يزديها روزى سه‌جا مىروند و سه‌جا عرض حال و تملق مىكنند تا چه شود . حكومت قزوين : اخراج صدق الدوله صدق الدوله قزوين وارد نشده [ كه ] عريضهء شكايت آقايان و محترمين شهر آمد و متصل در شكايت مىباشند . او هم احكامات غريب و عجيب مىكند . آقايان آنجا را هم كه خوب مىشناسم . خود صدق الدوله عريضه كرده كه احضار بكنيد يا نكنيد خواهم آمد . اهل شهر هم گفته‌اند شما كه تشريف برديد نايب الحكومه هم از دنبال خواهد آمد . يكى از قزوينيها كه ناظم العلماء باشد مرد فضول ناقلائى است . محرمانه به يك قزوينى ديگر گفته بود كه ميل صدراعظم به اين است كه آنها شكوه و شكايت كنند . امين دربار مرا احضار كرده از روى دستور العمل او است اين عريضه‌جات مىرسد و بعد از چندى شورشى برپا شده صدق الدوله را خارج مىكنند . اين تركها ( كه حالا اين لفظ را مطلق به اهل درب خانه و نوكرهائى كه در ركاب مبارك آمده‌اند مىگويند خواه ترك باشد ، خواه فارس ) مغرور ، حكومت نكرده ، عارى از كار ،