قهرمان ميرزا عين السلطنه
1242
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
فرمايشات بفرمايند ، آنهم در حضور اين جمع . آن شاه طورى به ابهت فرمايشات مىفرمودند كه لرزه به اندام آدم مىافتاد و قسم هيچوقت ياد نمىفرمودند . اگر خيلى لازم مىشد « به سر شاه » مىفرمودند . شوخى شاه - ترس شاه تركها عيشى دارند . هركدام صاحب خانههاى چهل هزار تومانى و پنجاه هزار تومانى شدند . خانهها را با مبل و اسباب يك مرتبه به پول نقد خريدارى مىكردند . مثل سابق نيست . اين محارم از گرفتن لقب يا منصب براى عمرو و زيد مداخل كنند . خير تمامش از جيب شاه است كه ابدا احتياج به توسط فلان يا صدور فلان فرمان ندارند . آنچه ملك خالصه باقى بود بردند و از اصل ماليات مواجبهاى گزاف گزاف . روزى هم نيست پانصد و هزار از صرف جيب نگيرند . شاه دو دفعه پلنگ زد هر دفعه هزار تومان ميرشكار گرفت . مطيع السلطنه را هروقت با رخت توى خزانهء حمام يا حوض مىاندازند بعد از تفريح از اين تماشا پانصد [ تومان ] نقد و يك دست لباس از كلاه تا نيم چكمه مرحمت مىشود . هروقت رعدوبرقى مىشود سيد بحرينى و پسرش بايد حاضر شوند . از هزار تومان كمتر به آنها مرحمت نمىشود . بخشش لباس نظام الملك مىگفت تا حال نديده بودم كه يك دست لباس ، شاه شهيد بدهد . روزى نيست كه برات يك دست تمام لباس براى فلان صادر نشود . هم او مىگفت خرج صندوقخانه با آنكه در ايام شاه شهيد خيلى زياد بود امسال دو برابر آن برات صادر شد . مواجب شكارچى ميرشكار روزى عرض مىكرد گرانى است . اين مواجب كه به شكارچيان مرحمت مىشود كفايت نمىكند . خدمت آنها زياد شده و مواجب كم . اين ميرشكار پيرمرد خوش صحبت ناقلائى است . طرف شوخى و مسخرهء شاه هم هست . ترك محض [ است ] و هيكل خندهدارى دارد . سيصد تومان مقرر شد علاوه بر جمع كل مواجب آنها بدهند . شاه فرمودند خير زياد است . اصرار كرد كه قابل نيست . فرمودند مرحمت نمىشود . اگر ما حساب كنيم آنقدر هم كه مىدهيم زيادى است . ميرشكار از زرنگى كه داشت كلمهء حساب را چسبيده كه همين مسئله را حساب بفرمائيد معلوم مىشود . اما استدعا مىكنم حساب نكرده سيصد تومان را مرحمت كنيد . مىترسم از روى حساب زياده بشود و