قهرمان ميرزا عين السلطنه

1227

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

ممتازى براى عماد السلطنه بود . بارى ميرزا على اكبر نمرده احتمال دارد خوب شود . معلوم شده كه اين ميرزا على اكبر به تجويز حكيم حبى مىخورده كه قدرى سم « استركنين » كه « جوهر كوچوله » باشد داخل داشته . تازه اين « استركنين » را براى حب خريده بود در پاكت بوده و روى آن‌هم نوشته بودند . تركيب آن‌هم با گنه گنه فرق كلى دارد ، مثل نمك‌فرنگى و « آنتى پريم » است . اين پاكت در جعبه بوده و پاكت گنه‌گنه هم آنجا ، سهو مىشود و قضا كار خود را مىكند . شب هم بوده و اين گنه‌گنه خيالى را هم در ميان فنجان خالى كرده درست ملتفت نشده و الّا از تركيب آن استنباط مىكرد كه گنه‌گنه نيست . مادر بيچاره‌اش چشمش معيوب [ شده ] و از اين مصيبت دور نيست كور شود ، حالا يك پسر كوچك از جناب مرحوم باقى است . خديجهء بيچاره به روز مردن است . جوانى به اين رعنائى و خوبى روبه‌روى چشمش جان كند و آتش گرفت . اسب‌دوانى تفصيل اسب‌دوانى را بنويسم . دماغى كه نداشتيم . اسب هم نگذاشته بوديم . به‌نظر خيلى خنك و بىمزه مىآمد . من در چادر سردار بودم . تماشاى خوشبختها مجال كار ديگر نمىداد . اغلب اسبها مال شاه بود . بيست عدد سردار اسب گذاشته بود . و محض خاطر عين الدوله تمام را به اسم شاه گذاشته بود . تمام بيرقها نصيب آن دو برادر شد . تمام بيرقهاى اول را اسبهاى شاه بردند . ديگران كمتر اسب گذاشته بودند . نسقچىباشى و موثق الدوله ناظر چند اسب داشتند . يكى دو بيرق مختصر بردند . ناظر با عين الدوله دعوا كرد . حاجى وكيل نامى تركمن برحسب فرمودهء سردار معظم سه اسب تركمانى از استرآباد آورده به اسم شاه گذاشته بود . يكى لنگ شده هيچ ندواند . دو ديگر يكى بيرق اول دورهء چهارم و ديگرى بيرق اول دورهء سيم را برداشت . چابك‌سوارش هم تركمن بود . در هر دوره بيست اسب و پانزده اسب مال شاه بود ، سه يا چهار اسب مال ديگران . خيلى كم متفرقه اسب گذاشته بودند . بعد از اسب‌دوانى قشون‌سان داد . بعد شاه تيراندازى تشريف بردند كه در زير باغ دوشان‌تپه مهيا شده بود . اين مطلب هم تازه بود . روز ديگر گمان مىكنى وقت نداشتند . خلعت ما به شهر آمديم . حضرت و الا هيچ تشريف نياوردند . باران ديروز و پريروز به داد امروز رسيد . گردوخاك كم بود . به عين الدوله يك تمثال مرحمت شد و به شمس الملك