قهرمان ميرزا عين السلطنه

1215

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

با هزار نفر دشمنى و زدوخورد بايد كرد و صد جا تملق گفت و دو هزار جا عجز و الحاح كرد . تمام اين مبلغ بل اضافه خرج همين‌جا مىشود . نه نفع دنيوى دارد نه سود آخرت . پس بهتر همين بود كه بطور خوش بگيرند . البته بيكار نخواهند گذاشت . خداوند بزرگ است . هركس بيايد قزوين خواهد دانست كه راست نوشته‌ام . سعد السلطنه در قزوين سعد السلطنه آمد گذشت ديدن كردم . با وجود آن‌كه وعده داده بود منزل نماند . پيغامات بسيار هم داد . ديدن حضرت و الا هم نيامد و رفت . . . « 1 » نمىارزيد . قزوينيها تملقها كردند ، تعارفات دادند . استقبال و بدرقه‌ها كردند . خدا مىداند آن هشت هزار تومان موهوم به اين يك حركت ارزش نداشت . آن‌همه دوستى براى هيچ برهم خورد . دشمنى هم نشده بود كه بگوئيم حق داشت . فقط دو نفر تمام ميانه را برهم زدند . حالا چند نفر بدون جهت براى چهار قاز دشمن شده باشند خدا عالم است . دخل حكومت قزوين تمام ملاكين قزوين طهران و اشخاص محترم هستند . هريك بوسيله‌اى رنجيده و حكومت هم ناچار است ماليات بگيرد ، عرض برسد ، حكم كند . حالا اگر گرفتن ماليات نفعى داشت با آن عدالت اعتبارى ، رنجيدن آنها سهل بود . براى آن‌كه هزار تومان از سعد السلطنه گرفته به نصر الملك مثلا داده شود توليد دشمنى نمودن و اين كار را به عهده گرفتن كار عاقلان نيست . چه عيب داشت اگر آن هزار تومان اصل ، اقلا پنجاه تومان هم فرع داشت كه به كيسه و جيب شخص حاكم داخل شود . دشمن مىشدند انسان تحمل مىكرد . آن‌كه نيست چه فايده و ثمر . هى خرقه را به خود پيچيده جواب كاغذ اين و آن بنويس ، تملق عمرو و زيد بگو و دل خوش كن حكومت دارم . خراب شود اين حكومتى كه يك اسب ندارد . يك الاغ به كسى نمىدهند . طاقه شالش جاجيم است و زوركى است . روزى دو تومان اين حكومت دخل ندارد . مطلب طولانى شد خدا مىداند حكومت سيادهن كه ده قزوين است بهتر از خود قزوين مىباشد . مردمان گدا [ ى ] متكبر بىمعنى هم دارد كه چه بنويسم . يك نفر نجيب و صاحب خانواده وجود ندارد . اما همه دم از الوهيت مىزنند . براى صدراعظم نوشتيم كه همچو خبرى رسيد كمال تشكر حاصل [ است ] . پس

--> ( 1 ) - يك كلمه ناخوانا