قهرمان ميرزا عين السلطنه
1203
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سابق حضرت و الا است . خيلى صحبت داشت . دو ساعت فاصله بازديد رفتيم . اظهار امتنان بىاندازه مىكرد . شيرينى ، يك جاجيم اعلى و يك تخته قاليچه روانه كرديم . فردا صبح مىرود . الحمد لله از اين پذيرائى هم خلاص شديم تا باز گرفتار كى شويم . چهارشنبه دهم رمضان المبارك - از عبادت و معصيت هردو بازماندهام . پارسال خيلى خوشتر گذشت . اينجا كسى نيست . اگر هم باشد همان حكايت صحبت حكام و ظلمت شب يلداست . سنخيت و سلكيت ندارند . كتابچهء مقررىبگيرها كتابچهاى كه اسامى مقررىبگير و مستمرىبگير و غيره را خواسته بودند نزديك به اتمام است . خيلى دقت مىكنم انشاء الله جامع و مطبوع واقع خواهد شد . اين وضعها كه خيلى بد است . هزار نفر را صدمه مىزنيم پول وصول مىكنيم فورا در حق تقى ، نقى ، قلى ، سكينه ، رقيه ، فاطمه برات صادر شده مىدهيم . خيلى نگيرند و ندهند اولىتر است . [ بعضى ] از اشخاصى كه اين قليل ماليات را مسترد مىداريم « 1 » خيلى از اشخاصى كه مىدهيم مستحقتر هستند . آنقدر به اسم ورثه در همين قزوين ما مواجب و مستمرى مىدهيم كه يك نفرش را احدى نمىشناسد . فقط قبض رؤيت مىشود و ناچار بايد داد . ديروز بروات ميرزا عنايت [ را ] كه سابقا نويسندهء ميرزا حسن مستوفى قزوين بود آوردند به مهر رسيد . قريب چهارصد تومان نقد ، سى خروار جنس بود . خودش گاهى ملا عنايت [ است ] مستمرى مىبرد و گاهى ميرزا عنايت سررشتهدار ، گاهى عنايت الله . يك پسر دارد ميرزا حسين . يكجا ميرزا حسن بود ، يكجا ميرزا حسين ، دوجا هم ملا حسن و ملا حسين . به همين اسامى در كتابچه مرقوم [ است ] و لاعلاج بايد پرداخت . عجب اين است همين قبوض در دفتر ارائه مىشود و قبول مىكنند . ندهيم محل ايراد [ مىشود ] و از خرج برمىگردانند . حالا ولايت ديگر دوردست كه جمعشان چندين مقابل قزوين است حالتش معلوم است . ميرزاى ميرزا حسن كه اينطور باشد حال نويسندههاى مستوفى فارس و كرمان و خراسان آشكار [ است ] . از اول تا آخر كتابچه همينطور است ، كدامش را بنويسم . اينهمه مواجب قشونى كه مىدهند مگر به استحقاق است يا صحيح است . يك شاهى آن به سرباز و سوار نمىرسد . بعلاوه از هر يك به عناوين مختلفه سالى مبلغى مىگيرند .
--> ( 1 ) - مقصودش اخذ ماليات است .