قهرمان ميرزا عين السلطنه
1201
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ندارد يك فرسنگ كالسكه حركت كند . هركس مىرود سواره است . وزير مختار ممكن نيست برود . چهارشنبه سيم رمضان المبارك - ديروز كه وزير مختار نيامد سهل است امروز هم وارد نشد . اين دو روز از ظهر بيدار شده مستقبل و جمعيت روانه كرديم . سرباز حاضر شد تا عصر در اين سرما باد هم مىآمد . ديروز كه برف هم مىآمد تشريف كثيف نياورد . فحش بود كه نثار روحش مىشد . يك دستگاه كالسكه با دوازده اسب روانه كرديم . از بيرون باغستان بالاتر ممكن نشد برود . معلوم نيست كجا مانده و چه به سرش آمده . شب و روز با روزه و اين سرما تلخ مىگذرد . خيلى تنها هستم . خيلى شهر بدى است . مردمان بدى دارد ، غيرمأنوس ، متكبر خيلى بد . حساب وكيل الرعايا حساب وكيل الرعايا گذشت . هزار و هشتصد تومان از اصل ماليات خورده بود به هزار ماجرا و زد و خوردها هزار و دويست تومان كه ششصد تومان مادرزنش و ششصد تومان ميرزا حسن خان برادرش داد مستخلص شد . در اين گيرودار همشيرهاش كه از مادر رفعت السلطان و ميرزا حسن خان باشد دو روزى ناخوش شده مرحومه شد . از گوشه و كنار مىگويند تلگراف به طهران زدهاند براى اخذ باقى . فراشباشى فراش به خانهء وكيل الرعايا فرستاده همشيرهاش وحشت كرده وفات كرد و حال آنكه فراش به خانهء او نرفته ، به جهت آنكه از خانه كه پول نمىخواستند از وكيل الرعايا مىخواستند كه حبس بود . وانگهى اين دو خواهر كه از والدهء رفعت السلطان هستند در خانهء ميرزا حسن خان بودند و خانهء ميرزا حسن خان دو كوچه با خانهء وكيل الرعايا فاصله دارد . طبيب او ميرزا حسين مشهور اين شهر [ و ] مرض حصبه و مطبقه [ بود ] . از پيش هم مسلول بوده و سل كهنه به دق و فجأه ممكن است منجر شود . بهرجهت برادرزنش رئيس تلگرافخانه ، محمد حسن ميرزا قومش به اغراض باطنى دور نيست خيال اتهامى داشته باشند . اما مطلب بر همه معلوم است . هيچكس را انكارى نمىباشد . عمل بازار عمل بازار هم به ميرزا حسين خان تحويلدار و صندوقدار رجوع كرده شد [ كه ] تتمهء ماليات را جمع كند . ميرزا ابراهيم ميرزاى بازار ثبت صحيح دارد كه تمام اين مبلغ را خرجهاى ول بيمعنى كرده . بسيار بد مباشرى كرد . همهكس توبيخ و سرزنش مىكند . ترياك مىكشد و عموم اين طبقه مهمل و لاابالى مىباشند . تا ظهر خواب [ اند ] بعد