قهرمان ميرزا عين السلطنه
1199
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
رمضان نزديك است . شبهاى دراز ، بيكار و بىهمصحبت در اين شدت سرما خوش نمىگذرد . در اين دو سه سال چه رمضانى در طهران داشتيم ، از هر حيث خوش مىگذشت . همهشب مهمان ، همهروزه در گردش ، رفقاى خوب ، قوم ، خويش ، آشنا . عالمى بود فوق اين عوالم . خصوصا سال گذشته بعضى از شبهاى آن تاريخى است . . . فراموش نمىشود . چهارشنبه 24 - ديروز وزير مختار وارد انزلى شد و ناخوش است . قرار بود امروز وارد قزوين شود . هوا بهشدت تمام سرد است . اندازه و حد ندارد . من كه همچو سرما نديده بودم . يخ زدن دوات دوات ، قلمدان من كه قلمدان در جلد ماهوت و آن در يك سمت جعبه كه جاى مخصوص دارد ، جعبه هم در اطاق كه شب و روز آتش مىسوزد با وجود آن يخ بسته . دو دفعه آب گرم ريختم زير كرسى گذاشتم تا باز شد . شب بالاى سرم دقيقه به دقيقه آب يخ بسته بود . امسال در همهجا سرما شدت كرده . قافله از گيلان بيست روزه آمده . راه نيست . ازبس سرد است يك نفر در دولت خانه پيدا نمىشود . حتى فراش و غلام را به زور مىآورند . آدمهائى كه در بيرون داشتيم تماما مانده [ اند ] و از هيچيك خبرى نداريم . خيلى از نقد و جنس هم در بيرون است . امسال بد شكلى پيش آمد . انشاء الله سال نو بايد قسم ديگر كرد كه تا حال رسيده باشد . دامادى معين الملك صدراعظم با كمال استقلال مشغول نوشتن قانونى براى ماليات سال نو است . از قرارى كه افخم الدوله نوشته بود معين الملك با اصرار صدراعظم و نظام الملك تا بيرون در پارك از عروس استقبال كرده . دست به دست هم نگذاشته كسى بدهد . از قرارى كه شهرت دارد باز گفته است اين را هم نمىخواهم همان دختر معير الممالك را مىخواهم . خيلى اين مطالب با عقل و كمال و تربيت او بعيد است . حساب وكيل الرعايا وكيل الرعايا را كه امسال مباشر بازار بود بواسطهء نرسانيدن قسط و خرجهاى بيمعنى كه صورت داده بودند بهپاى محاسبه آورده . هزار و دويست تومان زمين خالى داشت . نگاه داشتم تا بدهد . امسال به چه اصرارى كار را قبول كرد و چه بد وضعى بالا آورد و