قهرمان ميرزا عين السلطنه

1193

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

تحصن طلاب مدرسهء التفاتيه طلاب مدرسهء التفاتيه هنوز متحصن [ اند ] و آقا سيد ابراهيم ميل اصلاح دارد . نزد من شب و روز آدم روانه مىكند طفره دارم . خوب دماغش سوخته شد . هوا خيلى سرد است . شبها تنها هستم . جمشيد بيك گاهى صحبت بامزه مىكند . تخته‌اى هم با سليمان ميرزا بازى مىكند كه يك دنيا تماشا دارد . ديگر هيچ خبرى نيست . طهماسبقلى دودانگه‌اى چهارشنبه 20 رجب - طهماسبقلى خان دودانگه مدتى است شهر و مغضوب است . پسرش در بيرون خيلى هرزگى مىكرد . يوزباشى مأمور شده رفت . الحمد لله دستگير شد . همان‌جا چوب خورده اسب و تفنگش گرفته شد . حاجى سيد جمال مجتهد با حالت غريبى اين‌جا آمده توسط كرده مستخلص شد . روز ديگر هم آمده از حركت روز قبل معذرت خواست . دزدى گماشتهء كمپانى « سوان » از سيادهن به ضياءآباد مىرفته در صورتى كه ششصد تومان پول نقد در خورجين داشته تنها مىرود سه نفر سوار نزديك رادكان به او رسيده تفنگى در مىكنند . گلوله به پهلويش مىخورد مىافتد . خورجين را برداشته مىروند . امروز ارامنه آمدند . مأمور فرستاده شد تحقيقات كنند . از قرارى كه عصر خبر رسيد گلوله به پهلوى او نرفته ، سرانده و مردنى نيست . عروسى عزيز الملوك - ترازوى قزوينى شنبه سلخ شهر رجب . عصر پست رسيد . به مباركى در زير سايهء حضرت و الا و نواب عليه روز چهارشنبه 27 كه روز مبعث بود عقدكنان عزيز الملوك خانم براى افخم الملك منعقد شد . افخم الدوله تفصيل را نوشته بود . در اندرون زن صدراعظم و زن نظام الملك و اقوام نزديك داماد بودند ، بيرون يكصد و پنجاه نفر مهمان از شاهزادگان و رجال محترم دار الخلافه . دويست خوانچه آورده بودند به نظم و قاعدهء خوب و عاقد جناب حاجى ميرزا حسن آشتيانى و امام جمعه بودند . جواهر زياد ، طاقهء شال و لباس مرواريد و ساير ملزومات ، سه هزار تومان مهر و باغ يوسفيه . داماد را هم از قبل از ظهر نظام الملك همراه خودش آورده سر عقد اندرون