قهرمان ميرزا عين السلطنه
1174
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
روز ديگر به اتفاق عماد السلطنه الهيه رفتيم ، باز آنجا بود . امين الدوله در بالكن نشسته بود . مشغول كاغذخوانى [ بود ] . جلوى رويش ساكت نشسته بود . گاهى كه وزير اعظم آدم صدا مىكرد يا قليان مىخواست صدا نمىرسيد او بلندتر صدا مىكرد . ديشب را هم گفتند تا ساعت دو آنجا بود . بعد جمعى فرنگى آمدند برخاسته اطاق ديگر نزد معين الملك رفت . آقاى عماد السلطنه آنجا بود . در اين اطاق همه بد مىگفتند . صدر السلطنه بلند بلند فحش مىداد ، بيشتر براى اين حركتش كه هيچكس تا حال مشاهده نكرده مضمون مىگويند . به نظر تمام خلق غريب مىآيد . چه هيچوقت اين رسم نبوده . نقدا حكم شده يافتآباد برود از آنجا كرمان . يافتآباد ملك دويست هزار تومانى را در همان ايام عزل صدراعظم و « كركرش » « 1 » از شاه گرفت . حالا نمىدانم از امير خان سردار چند مرتبه ديدن كند كه اين دو سه فوج را نگيرند ، كما فى السابق با خودش باشد . بيشتر اين تملقات خنك بىمزه هم براى همين دو سه فوج و حكومت كرمان بود . ديروز ايرانى را براى خود كم مىدانست و قناعت به صد فوج نداشت امروز براى كرمان و دو فوج آنقدر تملق مىگويد . پهلوانى امين الدوله حال مملكت ايران و وزراى آن شبيه گود زورخانه شده كه پهلوانها متصل مشغول كشتى و زمين زدن همديگرند . اما زمين زدن جناب وزير اعظم بسته به قوت و رشادت نيست بلكه تمامش فنون كشتىگيرى و سپاهى است . به يك نرمى و متانتى و با يك صبر و حوصلهاى فرمانفرما را عزل كردند كه احدى نمىتوانست تصور كند . مأخوذى فرمانفرما در ده ماه مىگويند شصت هزار تومان سردار معظم تقديم داده است . تازه شاه فهميده كه در اين مملكت نمىشود تقديم نگرفت . بعد از آن همه ضررها تازه راه كار را دانستهاند و چقدرها از اين ممر به شاه ضرر وارد آمد . آنچه شهرت دارد و تعيين كردهاند هفتصد هزار تومان مأخوذى فرمانفرماست كه در اين ده ماهه رياست بلكه صدارت يا شاهنشاهى خود از مردم اخذ و دريافت كرده .
--> ( 1 ) - كركر - مجازا به معناى تقرب است ( مسعود سالور ) .