قهرمان ميرزا عين السلطنه

1171

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

گمرك رشت بيگلر بيگى رشت كه از متمولين است و مدتها گمرك عمدهء ايران را مباشر بوده در آن ايام به اتفاق سعد الملك برادر نظام السلطنه عريضه كرده دويست هزار تومان علاوه كرده گمرك را به شراكت گرفتند . الان گمرك ايران يك كرور علاوه شده . نصر السلطنه تمارض كرده از خزانه هم استعفا كرد . مىگويند جناب وزير اعظم باطنا ميل به نصر السلطنه ندارند و از قديم رنجش دارند . حتى آن دويست هزار تومان را هم قبول كرد . بعد گفتند ضامن بدهد . آخر الامر خزانه را هم واگذار كرد . بعد از چند روز مشير السلطنه را وزير خزانه كردند . پول ندارند و به اين تغييرات كار درست نمىشود . هشت كرور محققا امساله علاوه ماليات ، دولت مداخل كرده و پول داشته . معلوم نيست كجا رفته و چه شده كه الان براى دينارى معطل [ مانده ] و مواجب دو سال قبل و امسال احدى نرسيده است و نخواهد رسيد . مواجب ماها داده نشده . امسال هم به خرج قزوين نوشتند و به جنس فاضل قزوين برگشت كرده ، معلوم نيست از كجا خواهند داد . دختر ركن الدوله عمل امين الملك گذشت . سيصد هزار تومان گرفتند . اين جرايم هشتصد و سيصد و شصت و هزار هم گوشهء كارى نگرفته گويا اين پولها را در چاه ويل مىريزند . با وجود آن جريمه ، دختر ركن الدوله را عقد كرده پنج هزار تومان نقد ، پنج هزار تومان مهر ، پنج هزار تومان متجاوز جواهر داد . باغ فردوس را الان تعمير مىكند . ابدا متألم نشده . معلوم است چقدر پول دارد . مشت نشانهء خروار است . پول و بانك غرهء ربيع الثانى - اول اغتشاش عمل بانك بود . از قرارى كه معلوم شد در عوض اين همه كاغذ كه در دست مردم است پول نقد ندارد و مأمور محترم دولت عليه كارش همان گرفتن سالى سه هزار تومان مواجب است و بعضى مداخلهاى ديگر . هرچه كاغذ بدهند مهر مىكند . روزى ده هزار تومان گويا بانك از ضرابخانه پول مىگيرد و در عوض نقره مىدهد . بعبارة اخرى نقره مىدهد و سكه كرده دريافت مىكند كه همان تا عصر براى معاملات رواج [ دارد ] و هرقدر باقى ماند به اطراف ولايات روانه مىكند . در هر قرانى هفت شاهى از اين معاملهء نقره نفع مىكنند . حالا معلوم شده هفته‌اى مبلغها پول به خارج