قهرمان ميرزا عين السلطنه
1132
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تمام قشون به حالت دشتبان ايستاده فقط دو نفر سوار دم در ميدان ديده مىشود . به سمت آنها رفتم . يكى نصر الملك بود ، ديگرى آجودانباشى كل . تعارفى كرده خواستم بروم صدا كرده و گفت قدرى مكث كنيد دفيله را تماشا كنيد . ايستادم . كمكم اين مطلب را پرسيدم . گفت دروغ محض است . الان فرمانفرما رفته شاه را ميدان بياورد . مختصر تا مقارن ظهر معطل شديم . بعد دفيله نموده افواج مرخص شدند . روبه منزل حضرت و الا رفتم . كميابى برنج درب خانه جمعيتى داشت . محمد ميرزا مىرفت گفت اگر براى ملاقات شاه مىرويد بار عام است برويد . من نزد خود خيال كردم هيچوقت نرفتهام . حالا به اين عنوان رفتن صورتى ندارد . يكسر به خانهء حضرت و الا رفتم . دكان نانوائى شلوغ [ بود . ] فراش و قراول ايستاده [ بود . ] برنج هيچ وجود ندارد . ديشب هرچه توانستهاند گران فروختهاند . شهر غريب و محشر عجيبى است . دو سه رزاز ، سه چهار نانوا تنبيه و سياست شدند . رزازها ، برنجها را مخفى كرده [ اند ] . مردم براى يك سير برنج معطل هستند . اميرزاده از درب خانه آمده بود مىگفت شاه را آورده در اطاق نشانيدند . پاى شاه دراز بود و روى پا لحاف كشيده بودند . به حالت اجماع حضور رفتيم . ملكآرا و جهانسوز ميرزا مخاطب بودند . خيلى فرمايشات كردند . مرخص شده آمديم . عصر هم شاه سوار مىشود . مردم هنوز ساكت نشدهاند . اين خبر بيرونها برسد خيلى اسباب بىنظمى خواهد شد . خانهء فخر الملك رفتيم . ديشب قبضروح شده بود كه اين هم مثل حكومت بروجرد خواهد شد . افخم الدوله هم از درب خانه آمد همين تفصيل را گفت . پاى شاه و سنگ كليه درد مىكند . اين چند روز غفلت نموده از اندرون بيرون نيامدند . نمىدانم كدام پدرسوخته موقع به دستش آمده اسباب اين بىنظمى و خسارت و ضرر مردم شد . مفسدين شهرها حالاها خيالات دارند . اين يك فقره از تدليس و شيطنت آنها است كه اسباب صدمهء سيصد هزار خلق شد . خرابى خانهها پنجشنبه 14 - دو روز است برف و باران شديدى مىآيد . آنچه عمارت در شهر بوده تمام خراب [ شد ] و به قدر دويست هزار تومان به اهل شهر از اين برف ضرر وارد آمد . تقريبا چهل و هشت ساعت تمام برف و باران آمد كه برفهاى آن تكهتكه و هر تكه به قدر