قهرمان ميرزا عين السلطنه

1119

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

فرمانفرما آمد . از اطاق ديگر قريب بيست آلبوم عكس آورد . به هر دو سه نفر يك آلبوم رسيد . مشغول تماشا شديم . بعد ساعتى حضرت و الا ملك‌آرا تشريف آوردند . باز مجلس ما گرم بود . فرمانفرما با پيشخدمتى وارد شد . خودش به هريك فنجان كنياكى داد خيلى باادب و محبت . ركن الدوله خيلى دير آمدند . دور ديگرى هم براى تشريفات ورود حضرت و الا كنياك نوشيدند . شام حاضر شده سر شام رفتيم . نقشهء ميز در ظهر اين صفحه كشيده خواهد شد . بالادست من شعاع الدوله و زيردست تاج الدين ميرزا بود ، با هردو آشنا و از صحبت لذت برديم . تمام اهل مجلس از شاهزادگان بودند . فقط نظم السلطنه نخود ميان شله‌زرد بود . « منو » صورت‌غذاها عينا در لف اين روزنامه گذاشته شد . بسيار بسيار خوب طبخ كرده بودند . حقيقتة امتياز داشت . ترس پسرهاى ركن الدوله زينت اين اطاقها به اعلى درجه قيمتى و ممتاز بود . اطاق سفره‌خانه با قاليهاى اعلى مزين ، چينىهاى بسيار قديم به سقف و ديوار اطاق نصب كرده شده بود . اسباب ميز شام تمام فرمايشى و به خط فارسى اسم فرمانفرما [ بر آنها ] ثبت بود . جارهاى روى ميز تماما نقره و بسيار بسيار قشنگ [ بود ] ، حتى كاسه‌هاى لاله و چهل‌چراغ اسم فرمانفرما را داشت . تمام به تاريخ سنهء 1311 بود . مشروبات از فرنگى و ايرانى همه‌جور بود . جلال السلطان پسر ركن الدوله جلوى من نشسته بود . از ركن الدوله ملاحظه مىكرد ازبس از ركن الدوله واهمه دارند . به تمام اهل مجلس تماشا مىداد . حقيقة مثل عروسى بود كه در حضور پدرشوهر نشسته باشد ، آن هم در روز بعد از عروسى . يك چشمش متصل به ركن الدوله [ بود ] و با چشم ديگر مشاهدهء اهل مجلس را مىكرد . شراب هم نمىخورد . به فرمانفرما گفتيم آمده يك دست گيلاس را گرفته با دست ديگر كلهء جلال السلطان را مثل اين‌كه دوا به خورد مريض بدهند نوشانيد . اسباب خندهء زيادى شد . بعد محمد ميرزا گفت عماد السلطنه هم نمىخورد . رفت سراغ او ، بيش از اندازه اصرار كرد و خودش هم خورد . عماد السلطنه آخر الامر نخورد . معز الدوله فرمانفرما از روزى كه صدراعظم عزل شده از مسكرات توبه كرده ، يعنى گفتند شاه اصرار كرده و قسم داده كه نخورد . او هم نمىخورد . در ميان اين جمع پنج نفر مسكرات نمىخوردند . مابقى بدون مضايقه نوشيدند . معز الدوله غليانكش سختى است . طبعا هم خشمگين و هم كج‌خلق است . به محض دو كلمه حرف متغير مىشود . امير نويان و