قهرمان ميرزا عين السلطنه
1097
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
حقيقت حق هم دارند . اهل شهر هم خوشحال هستند و اميدوار هستند كارها بهتر شود . در حقيقت مخبر الدوله نصف صدراعظم است . امروز فوت شاه شهيد و جلوس اين شاه معلوم شد . در حقيقت سلطنت شاه را از امروز بايد حساب كرد . در اين مدت مغضوب و محصور و مخفى بود . خيلى هم طاقت آورده و حوصله كرد . شش ماه است حوصله مىكند و آنچه گفت مقبول نيفتاد و هرچه گفتند قبول شد . صبر و حوصلهء غريبى به خرج داد كه از عهدهء هيچ سلطان مستقلى بيرون نيامده ، كار بزرگى از پيش برد . شاه را آن چند نفر خيلى دل دادند و آنقدر خواندند تا مؤثر واقع شد . شاه در خيال عزل او بود . اما اين چند نفر همت كردند تا شاه دل پيدا كرده و اجرا نمود . اين است انجام كار و مآل اين روزگار غدار . هر نوشى را نيشى و هر عزتى را ذلتى و هر فرازى را نشيبى از دنبال است . چهل سال رياست از ايام رياست و استقلال امين السلطان مرحوم تاكنون چهل سال است [ كه ] به هر جهت حالت شهر منقلب است . اين كارهاى بزرگ در خانوادهء اينهاست . چهارده سال تمام است صدراعظم به كارهاى دولتى مستقل است و چهار سال تمام است صدراعظم مىباشد . [ و ] عمرش چهل . يادم نمىرود فرمايشى كه پارسال گذشته شاه در خانهء احتشام الملك به صدراعظم فرمودند . فرمودند چند سال دارى ؟ عرض كرد سى و نه سال . فرمودند يك سال ديگر مانده كه « چلچلى » بكنى . بعضيها تعبير كردند و نكتهها گفتند . امروز معلوم شد اول « چلچلى » آقا عزلشان بود . قيافه و اخلاق اتابك قيافهء صدراعظم خوب بود . ميانهبالا ، چاق ، فربه و خوشگل بود . سيماى مهربانى داشت . اگر حالت مضحكه و مزاح مىگذاشت از جملهء خوشبرخوردها و مهربانها محسوب بود . كلية به مذاق شاه شهيد تربيت شده بود . از مزاح و مضحكه نمودن خوددارى نداشت . امّا نعوذ بالله با اينهمه حسنخلق وقتىكه متغير و خشمگين مىشد ديگر احدى را نمىشناخت و هرچه از فحش و كتك ممكن بود مىداد و مىزد . آخر الامر به خودش فحش مىداد ، از زن و بچه و پدر و مادر . آنوقت پيراهن خود را پاره كرده ، كلاه خود را زمين كوبيده ، سردارى خود را تكهتكه كرده ، احدى هم ياراى جلو رفتن نداشت . آنقدر خشم مىكرد و به خودش كتك مىزد و فحش مىداد تا غش كرده مغشى عليه مىافتاد . تا دو ساعتى كسى جلو نمىرفت تا كمكم نايرهء خشم تسكين يافته به حالت طبيعى بازگشت مىفرمودند . اما خدائى بود كه كمتر اين حالت برايش دست