قهرمان ميرزا عين السلطنه

1090

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

چراغان ديشب هم چراغان بود . اما كسبه صرفه‌جوئى كرده بودند . با عماد السلطنه ، افخم الدوله ، تاج الدين ميرزا ، شعاع الدين ميرزا گردش كرديم . نصرت السلطنه به گردش آمد اما جائى مكث نكرد . به عجلهء تمام دو سه بازار و كاروانسرا را ديد و رفت . هيكل حضرت و الا با خرقهء خز ، كلى تماشا داشت . خيلى كوتاه و بدتركيب است . ابدا اين گردش و چراغان تمجيدى نداشت . خيلى سالهاى گذشته بهتر و خوب‌تر بود . اقلا دو ساعت نايب السلطنه در شهر گردش مىكرد . چندين جا مىنشست و خيلى پيشكش و تعارف مىدادند . خيلى بهتر از اين هم چراغان مىكردند . مثلا ديشب در سبزه ميدان نه موزيك بود نه مطرب ، نه آن تخت و آن چراغان دولتى . اغلب دكاكين ديشب مقفل بود . آتش‌بازى هم خيلى مختصر و بىتماشا بود . پارك اتابك و مهمانى او عصر منزل آمديم . افخم الدوله و محمد حسن ميرزا بودند . ساعت دو شام خورده ساعت سه و نيم با شريف الدوله درشكه نشسته به دعوت شب‌نشينى صدراعظم « 1 » به

--> ( 1 ) - اينجا كارت دعوت صدراعظم كه به خط نوشته شده الصاق شده است به اين عبارت : هو - صدراعظم متمنى است كه در موقع عيد مولود مسعود بندگان اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهى ارواحنا فداه نواب اشرف و الا آجودان حضور عين السلطنه قبول زحمت كرده شب شنبه 15 جمادى الثانى چهار ساعت از غروب آفتاب گذشته با لباس رسمى در عمارت باغ ايشان به شب‌نشينى تشريف آورده از ملاقات شريفتان حضار را قرين مسرّت فرمايند . پشت كارت ، عين السلطنه نوشته است : مهمانى آخر بود ، 18 همين ماه از صدارت عظمى معزول و به قم روانه شدند . فاعتبروا يا اولى الابصار ، 1314 طهران . عين السلطنه قهرمان .