قهرمان ميرزا عين السلطنه

957

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

شدن بودم و در وقت دخول حرم پشت زنها ايستاده بودم . از خودم ترسيدم و گفتم بهتر اين است كه كارى نكنم . شاه كه جلوى من رسيد و چند نفر زن ايستاده بود ديدم باز آن حالتها با اوست و مىخواهد خشتك زنها را بيرون بياورد و مثل شير گرسنه به آنها نگاه مىكند ، غيرت حركت كرده گفتم دفع همچو آدمى لازم است . فورا هدف طپانچه كردم . ديگر دم نزد . اگر . . . معتضد السلطنه مىگفت محمد خان آدم من همسايهء اين شخص بوده . سه سال قبل در تنگهء واشى راه فيروزكوه به كمين شاه نشسته بود و محمد خان [ او را ] ديده . اما به اين گمان نبود ، قضا را شاه از آن راه نيامد . در كلاردشت هم همراه بوده خودش گفته بود اگر آن روز كشته نشده بود و موقع خوب به دستم نيامده بود ، شب سيم جشن كه در بازار گردش مىكرد مىكشتم . امان از آن وقت ! هرآينه در آن شب واقع شده بود تمام دكانها غارت شده بود و تمام زنهاى مردم گرفتار شده بودند . الخير فى ما وقع . صد هزار شكر كه در آن شب واقع نشد . خونها راه مىافتاد و بىنظميها مىشد كه عقل از تصور آن قاصر است . عكس ميرزا رضا بيرون آمده فرنگىها دانه‌اى پانزده هزار و دو تومان خريدارى كردند . اما مسلمين دانه‌اى پنج هزار مىخرند . خيلى شبيه و خوب انداخته‌اند . اولين آزادىطلب در ايامى كه نزد حاجى محمد حسن بوده از بس هتاك و بدحرف بود اغلب نزد اشخاصى كه بدبده و مال مردم‌خور بودند روانه‌اش مىكرد و به محض رفتن و بدحرفيها هرقسم بود وصول مىكرد . شخص هتاك و زبان‌دار است . اين اول آزادىطلبى است كه در ايران پيدا شده و به زودى دفع همچو سلطانى را كرده . روز اولى است كه اين مطالب به گوش اهل ايران مىرسد . اين مطالب و گفته‌هاى او طورى شهرت پيدا كرده و شيوع يافته كه هر عوام كالانعامى مباحثه و گفتگو مىكند و مطلب تازه به گوشش مىخورد . سيد جمال رئيس « اناركيستها » از قرارى كه صدراعظم فرمودند با دولت عثمانى در مذاكره هستند و اميدوار هستند كه سيد جمال الدين را محبوسا به طهران بياورند ، سزا و جزايش داده شود . به صدراعظم هم پيغامات تهديدآميز خيلى داده‌اند كه اگر يك مو از سر ميرزا رضا كم شود ذريات شما را به باد فنا خواهيم داد . از قتل و كشتار ذره‌اى فروگذار نخواهيم كرد . اين پيغامات شهرت تامى دارد . در كوچه و بازار مىگويند . معلوم است همدستها و هم مذهبهاى ميرزا رضا در طهران زياد مىباشند و در گوشه و كنار طرح اين مسئله را كرده‌اند ، اما ثمرى نخواهد بخشيد . حكما كشته خواهد شد . محال است