قهرمان ميرزا عين السلطنه
949
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مراسم رسمى سهشنبه 21 - درب خانه رفتم . صبح يك مرتبه سر مقبره رفته ناهار در عمارت شمس العماره خورديم . بعد از ناهار اهل نظام را كلا براى مقبره خبر كرده بودند . چهار ساعت به غروب مانده تماما با لباس رسمى و دستههاى موزيكانچى وارد باغ شدند . صدراعظم و شاهزادگان عظام و وزراء كرام روى همان سكو پشت به مقبره پائين پله ايستادند . صاحبمنصبان بزرگ روى تخت وسط تكيه ، ساير صاحبمنصبان تا نايب دور تخت ، موزيكانچيها هم دور آنها . مدتى موزيك عزا زدند و انقلاب و گريهء شديدى به مردم دست داد . خصوصا صاحبمنصبان ترك و موزيكانچيهاى ترك آشوب غريبى كردند . دمبهدم تركها مىگفتند « آقام واى » پس از گريهء زياد موزيك ساكت شد . گريه مهلت نمىداد كه صدراعظم نطقى كند . خودى آماده كرده گفت يعنى به اين مضمونها . از جانب اعليحضرت شاه به شما تسليت مىگويم و اينكه در اين مدت خدمت كرده و باعث نظم شهر شديد بسيار مشعوفاند . اميدوارم تا جان در بدن داريد همينطور باشيد . با اينكه نطاق غريبى است و خيلى خوب حرف مىزند امروز برعكس شد و خوب از عهدهء نطق برنيامد . ايستى كرده و فرمودند : در حضور اين شاه تعهد كنيد كه به اعليحضرت مظفر الدين شاه خيانت نكنيد و تا قطرهء خون آخر خود خدمتگزار و جانفشان باشيد . حالا در اين موقع يك نفر از آن سران سپاه و سردارهاى اكرم و افخم و امجد و غيره و غيره مىبايست در جواب صدراعظم نطقى كند و از طرف جمع آنها اطمينان بدهد و قسم ياد كند از احدى صدا درنيامد . نه اينكه گمان كنيد نخواستند بگويند خير از اين قواعد عارى [ اند ] و ياد ندارند . به همديگر نگاه كردند . نظام الدوله با آن هيكل و تركيب دستى تكان داد و گفت « كى كرده خودت كردى » . اين جواب را تا غروب مردم مىگفتند و خنده مىكردند . بعد فرمودند موزيك سلام به جهت مظفر الدين شاه بزنيد . يكمرتبه تمام دستهجات موزيك سلام زدند و سه مرتبه شاهنشاه « ساقاسون » گفتند اما نه به يك صدا و به يك آهنگ ، خيلى مغشوش و بد . بعد موزيك دفيله زده از جلوى حضرات گذشتند . دست صدراعظم از اول تا به آخر بالا بود تا تمام آنها رد شدند . بعد از رفتن آنها صاحبمنصبانى كه همراه نظم السلطنه از آذربايجان براى تهنيت جشن آمده بودند با موزيك وارد شدند . همان مطالب را قدرى مختصرتر صدراعظم تقرير كرد . سرتيپ تركى [ كه ] ريشسفيد داشت جلو آمده گفت در ايام حيات شاه كه نشد جان و خون خود را در راه او نثار كنيم پس حالا اجازه التفات كنيد خود را به دور قبر او بگردانيم تا اسباب تسكين قلب مجروح ما شود . موزيك زدند گريهء شديد به مردم عارض شد . دفيله كرده رفتند . به منازل خود آمديم . عاقبت جشن در تمام كاروانسراها و مساجد و بازارها ختم گذاشتهاند . فوج و سوار در