قهرمان ميرزا عين السلطنه
947
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
دوشنبه 20 ذيقعده - صبح را درب خانه رفتم . تمام شاهزادگان و رجال و امراء جمع بودند . صدراعظم شب و روز آنجا است و حقيقت خوب منظم كرده ، كفايت خوبى به خرج داد . پول مثل ريگ مىدهد و كارها بيشتر بواسطهء پول نظم گرفته . نظم و امنيت - شاهميرى ! رفتيم تكيه . اغلب علماء آمده بودند . پائين « دير » روى سكو فرش انداخته بودند . دورتادور محترمين و علما نشسته . هريك از علما كه مىآمدند اول از پلهها بالا رفته سر مقبره فاتحه خوانده بعد پائين مىآمدند و جلوس مىكردند . سالار السلطنه و ركن السلطنه آمده بودند . جزوه دست هركس بود و قرائت مىكرد . عكاس شاهى چند شيشه عكس از مجلس و مقبره برداشت . مقبره را هم بسيار مزين و قشنگ با گلها و شمعدانها زينت دادهاند . خوب مرد و خوب عزادارى شد . براى هيچيك از پادشاهان اين قسم عزادارى نشد . هميشه نعش سلاطين مخفى بود و تا سى چهل روز كسى نمىدانست . شهر و دهات برهم مىخورد . الحمد لله كار به دست يكى است و طورى نظم و امنيت موجود است كه ما فوق آن متصور نيست . مثل اين است كه در پاريس و انگليس شاهى مرده باشد . تمام كارها از روى قاعده و تمدن صورت گرفته . دانائى و خوددارى اتابك از انبار گندم دادند و قورق بوتهء دوشانتپه را اجازه دادند براى خبازخانه ببرند . به سرباز و توپچى دو روز است جيره مىدهند . صدراعظم از خود پول داد و تمام را سفيد مىدهند . آقا پولها را خورده و حالا اميريه نشسته ، تا كى پس بگيرند . يك قدرى قوت قلب صدراعظم را به اين پايه رسانيد . اگر او هم واهمه كرده كنج پارك خزيده بود ديگرى جلو مىافتاد . خيلى صدمات و زحمات كشيد . در تمام كارها عقل كرد . همان آوردن شاه به آن قسم كه نوشتيم كم نبود . در آن موقع همه چيز فراموش شخص مىشود تا وقتى كه تمام كارها را منظم نكرد و همهجا را قراول نگذاشت و مهر نكرد كلاه خود را زمين نزد . گريه و اضطراب ننمود . پس از آنكه شاه را شستند و كفن كردند روى پاى شاه افتاده گريه و زارى نمود و آن وقت سه ساعت از شب گذشته بود . اين مدت خوددارى كرد و دم نزد و حال آنكه هركس رسيد لدى الورود كلاه خود را زمين زده آهنگ فغان و زارى كرد . مثل اين است كه چهار پنج مرتبه اين كار را كرده و در عهد او چندين شاه فوت شده . اگر مهدعليا بود جهت ديگر استقامت نظم نبودن والدهء شاه است كه چهار سال قبل فوت شد و الا اوامر و نواهى مهدعليا احدى را آسوده نمىگذاشت . مثلا آن مرحومه ( والدهء ناصر الدين شاه كه كارها و تفصيلات او را همه كس مىداند ) پرده كشيده خانم « چليك و چليك » تشريف آورده خطابات و دستور العملهاى لغو بيمعنى مىداد كه هريك اسباب