قهرمان ميرزا عين السلطنه

925

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اتمام عده . گفتند مال خوبى داشته . جواهر و پول زرد خيلى بيرون آمده و مخارج اين سفر راه افتاد . دو ملك داشت آن را هم فورا شاه فروخت مبادا برادرزاده‌ها يا عيالش استدعائى كنند و طمعى داشته باشند . به نوه‌اش هيچ نداد . خلعت‌بهاى عملهء خلوت فقط از مواجب و مرسوم از دو هزار تومان خلعت‌بهاى فارس به فخر الملك مرحمت شد . اين « خلعت‌بها » هم چيز تازه‌اى است . هركس حاكم جائى بشود مبلغى كه معين شده بايد به يكى از عملهء خلوت كه در اول سال تعيين شده و فرمان نوشته‌اند مجانا از منافع حكومتى تسليم كند . جابه‌جا تفاوت دارد . از صد تومان هست تا سه هزار تومان . اديب الملك وزارت دار الطباعه و ادارهء روزنامه‌جات و دار الترجمهء دولتى تماما با لقب اعتماد السلطنه به اديب الملك برادرزاده‌اش كه از پيشخدمتان مخصوص است مرحمت شد . لقب اديب الملكى به احتساب الملك كه برادرزادهء دوم است التفات شد . لقب احتساب الملك به اعتماد خلوت برادرزادهء سيم و لقب اعتماد خلوت [ به ] . . . « * » اينها چهار برادر مىباشند . تماما پيشخدمت [ اند ] و بسيار كار [ و ] بار خوبى دارند . اديب الملك سواد و خط فارسى دارد ليكن نه عربيت دارد نه فرانسه مىداند . از تاريخ و غيره هم ابدا سررشته ندارد . هيچ شايستهء اين كار نيست . به جهت اين‌كه اين كار دخلى به ساير كارهاى ديگر ندارد كه هيچ چيز لازم نداشته باشد فقط بالاى مسند و صدر مجلس نشسته هر غلطى بخواهد بكنند و اجزاء تملقا تعريف كنند . اين شغل كسى را بايد كه اقلا جزئى اطلاعى از خارجه و داخله و ادبيت و از تاريخ داشته باشد اگرچه خودش چيزى ننويسد و نگويد ، آنچه مىنويسند و مىگويند بفهمد . به هر جهت چون وارث بود ارثا و استحقاقا مرحمت شد . خود اعتماد السلطنه از مردمان تربيت شده بود . در پاريس تحصيل كرده بود . زبان فرانسه و ساير علوم خارجه را بسيار خوب مىدانست . از تاريخ اطلاع كامل داشت . مورخ خوبى بود . طورى در ترجمه مسلط بود كه اول روزنامهء فرانسه را گرفته فارسى تا آخر در كمال فصاحت و بلاغت مىخواند . ابدا محتاج به فكر و خواندن فرانسه و بعد ترجمه كردن نبود . منتهى آنقدر كه او لاف و گزاف مىزد و در تصنيفات خود اظهار مىداشت نبود . ناصر الملك - محمد طاهر ميرزا مترجمى مخصوص و روزنامه‌خوانى حضور اعليحضرت به ناصر الملك مرحمت شد . آن كارها هم سزاوار ناصر الملك و شاهزاده محمد طاهر ميرزا بود نه اديب الملك ، به جهت آنكه هردو تربيت شده و از زبان و تاريخ و غيره كاملا مطلع مىباشند . ناصر -

--> ( * ) نقطه‌چين در اصل است .