قهرمان ميرزا عين السلطنه
910
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شب بيست و هشتم هم مدعوين خانهء من تشريف داشتند . از دوره فقط شعاع الدين ميرزا باقى ماند . آن را هم دوشنبهء آينده قرار گذاشتند . درخواست لقب تازه : عين السلطنه چند روز بود به حضرت و الا عرض كرده بودم لقب . . . « * » مرا تجديد كنيد . ضمنا براى تولوى خان هم لقبى فكر كردم . عين الملك براى من و افخم الدوله براى او . لقب من آجودان حضور بود . در عوض يك نفر سه نفر داشتيم و خيلى بد شده بود . كارى هم نداشت ، بدون جهت آنقدر تنبلى كرديم لقبهاى خوب تمام شد . هروقت حضرت و الا عريضه مىكرد چون چيز مفتى بود مرحمت مىشد . آن چند روز را هم حضرت و الا مسامحه فرمودند تا ديروز عريضه نوشته بلاواسطه روانه فرمودند . ديشب جواب دستخط شد خطاب به صدراعظم كه فرمان اين دو لقب براى پسرهاى شاهزاده عز الدوله نوشته شود . دستخط را فخر الملك فرستاده بود و نوشته بود لقب عين الملك در شش روز قبل به توسط من به معتمد لشكر با هشتصد تومان تقديم مرحمت شد . ديشب حضرت و الا مرقوم داشتند لقب ديگرى فكر شود . من هم لقب عين السلطنه و اسعد الدوله و اسعد - السلطنه و عين الدوله پيدا كردم . ديگر لقبى نيست تمام را گرفتهاند . اين افعل التفضيل هم تازه به ميان آمد . صبح آنجا رفتم . لقب عين الدوله كه سابقا ظل السلطان دارا بود حالا به يك پسر ديگر شاه دادهاند آن شد و از جمله لقبهاى بسيار بسيار خوب درجهء اول بود . حضرت و الا كاغذى به صدراعظم نوشتند كه به زحمت زياد لقب آجودان حضور را خواستيم تجديد كنيم قضا اين يكى هم به ديگرى مرحمت شده لهذا لقب عين السلطنه در عوض فرمان نوشته شود . قبل از سلام رفتم به فخر الملك و معتضد گفتم هردو پسند كردند كه بسيار خوب است . اول شرافتى كه دارد لقب پسر شاه بود . ( و او مرحوم شده است ) . ثانيا عين الملك پسر ركن الدوله و عين الدوله پسر عضد الدوله پيشكار آذربايجان است و ثالثا چيزى نيست كه به هراداره و وزارت گردش كند . مثلا كسى عين دفتر يا عين لشكر لقب نخواهد گرفت ، كم خواهد بود . رفتم خدمت صدراعظم اول دستخط را نشان دادم ، بعد دستخط حضرت و الا . فرمودند درست ملاحظه كنيد با اين تفصيل ديگرى اين لقب را نگرفته باشد بعد فرمان بنويسيد مبارك است . كس ديگر ندارد و عصر خانهء حضرت و الا رفته رونويس فرمان كرده كه ميرزا نصر الله بنويسد . آقا مردك را امروز صبح ديدم گفتم از امروز به بعد شما آجودان حضور بىمانع هستيد و حال آنكه پسر آجودانباشى هم اين لقب را دارد ، اما اين مشهورتر است . اول من گرفتم . بعد آنها گرفتند . براى من هم چندان خوب نبود تجديد آن البته بهتر بود . محمد حسن ميرزا آنجا بود . دختر افخم الدوله را اسم غريبى حضرت و الا گذاشتند : مينو خانم به زبان فارسى يعنى بهشت . خيلى به نظر نواب عليه و سايرين عجيب مىآمد و تنفر داشتند كه « مينو » هم اسم آدم مىشود . خوب اسمى است تازگى دارد . تا امروز نشنيده بودم و هيچ كس نمىدانست مينو به معنى بهشت است . حضرت و الا شمران
--> ( * ) يك كلمه ناخوانا .