قهرمان ميرزا عين السلطنه

893

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هزار شكل نان شب را تهيه بايد كرد . ديگر وقت و مجالى براى تحصيل و تكميل حرفه و صنعت باقى نيست . صرف پول صرف پول سياه دو هزار و دو ريال شده . در يزد و كرمان پنج هزار است . با وجود اين آنى از خيال ازدياد ماليات ضرابخانه بيرون نمىباشند . نصر السلطنه و صنيع الممالك زرگرباشى را جلو كشيده مىخواهند به يكى از آنها واگذار كنند . ناهار اندرون خورديم . حضرت و الا از شدت سرما سواره ممكن نشد بيايند . امروز كالسكه بردند . گفتند نيم‌ذرع در تجريش و شميرانات برف آمده . طهران كه خبرى نيست . سيد قزى دختر مرحوم جلال الدين ميرزا و دخترش « سيد قزى » مشهور ميان ما آنجا بود . باز از پشت شيشهء اطاق تماشاها كرديم . چنانچه عادت دخترهاست بدشان نمىآيد . ليكن به ظاهر سخت‌تر و محكمتر رو مىگيرند . به مادرش خيلى صحبت كردم . از بس سربه سر گذاشته‌ام به قول خودش گوشش پر شده ، گفتم دعاى من است دخترت تا حال شوهر نكرده . انشاء الله نخواهد كرد تا راضى به من بشوى و با التماس قبول كنى شوهرش شوم . تقريبا مقدمات و طول صحبت تا عصر كشيد . هميشه آن مرافعه را با من دارد . هروقت ملاقاتى بشود اول حرف و آخر حرف همين مطلب است . مىگويم دخترت پير شده الان بيست و سه سال دارد . اوقاتش تلخ مىشود . خير ندارد ! كوچك است ! مىگويم جده‌اش گفت دو سال از من كوچكترست و يك سال از خانم شاهزاده عيال عماد السلطنه ، به اين ترتيب بيست و سه سال دارد . شوهر هم پيدا نمىشود ، به من بده . [ مىگويد ] آجودان بس است . آجودان قباحت دارد ! به يك نفر ديزىپز بدهم به شما نخواهم داد . مختصر هر حرفى بزند دست‌بردار نيستم و مىگويم . ضمنا ميل دارد من تعريف دخترش را بكنم ، همين‌طور خود شاهزاده بكنم . سيد قزى به قول فرانسه‌ها خيلى « كوكت » است ، زبان‌آور و حراف و غمزه‌دار ، چاق ، گندم‌گون ، ميانه‌بالا . ابروى سياه پهن ، دستهاى بسيار قشنگ دارد . ميان صورتش ابرو خيلى سياه و پهن است . دماغ و دهنش چندان تمجيدى ندارد . روى هم خوب است . براى معين السلطنه سياه پوشيده ، مادرش پس از بيرون آمدن از خانهء معين السلطنه با وجود جوانى ديگر شوهر نكرد و تاكنون به پاى اين دختر نشسته . از قضا احدى كه مناسب باشد براى دخترش پيدا نشده و همين‌طور مانده است . آن شب كه عروسى ماهوش بود يك مشت برنج به دست ماهوش خانم دادند كه وقت دخول به خانهء شوهر عقب سرت ريخته شاهزاده بگم را صدا كن . صد هزار از اين كارها كرده‌اند و كسى پيدا نشده . فهم و كمال ، خط و سوادش خوب است . اما آنقدر كه مادرش و خودش مغرورند نيست و آنقدرها تمجيدى ندارد .