قهرمان ميرزا عين السلطنه
890
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مراجعت هم در ميان كالسكهء معتبرى يك نفر خانم تنها نشسته بود ، روبند را عقب كرده در كمال غرور و تكبر بيرون را نگاه مىكرد و از احدى حجاب نمىكرد . گفتند زن وكيل الدوله سردار افخم است . چندى بگذرد وضع ايران به كلى برهم خورده تمام زنها همينطور خواهند شد . از حالا كمكم مشغولند . خيلى آن روز سرد بود . فوت ميرزا جواد آقا مجتهد تبريز مجتهد تبريز آقا ميرزا جواد آقا چند روز است فوت كرده . سه روز دكاكين را بستند و در مساجد اغلبى مجلس فاتحه و ختم گذاشتند . خيلى در آذربايجان محل وثوق و اعتبار عامه بود . ملك و مالش بىحد و حساب است . هميشه آذربايجان بواسطهء او متزلزل بود . همين اغتشاش چند ماه قبل تمامش بواسطهء احكام آقا بود . هيچ كس از حكم و امر آقا سرپيچ نبود . جان و مال و ناموس آنها را مىخواست اطاعت داشتند . قريب هفتاد سال عمر داشت . در حقيقت رأس [ و ] رئيس آذربايجان فوت كرد و از اين ببعد آقا و مولى ندارند . كار وليعهد تا او بود چندان رونقى نداشت . از حال به بعد مىتوان گفت وليعهد حاكم مستقل آذربايجان است . آذربايجان خصوصا اهل تبريز او را مىپرستيدند . بواسطهء املاك و مستغل بسيار يقينا در ميان اولادش نزاع بر خواهد خواست . با آنكه ماليات ايران كم است خصوصا آذربايجان املاك آقا سالى پانزده هزار تومان نقد ماليات املاك او بود سواى جنسى . صغير صنيع الملك صغير صنيع الملك مرحوم را به خانهء مادرش فرستاديم . آقاى آقا سيد على اكبر نوشته و قول داده تا هفتهء ديگر كارش را درست كند كه رضايت ما باشد و منبعد رسيدگى و سرپرستى كنيم . اسمش مهدى خان است . خيلى ماشاء الله زيرك و هوشيار است . اگر تربيت شود آدم معقول زرنگى از ميانه بيرون خواهد آمد . حالا كه كارش مغشوش [ است ] و اگر اين قسم باشد آنچه از املاك باقى مانده به مصرف لهو و لعب خواهد رفت . ديروز كه دوشنبه بود مهمانى نوبت من بود . جهت پانزدهم و عيد روز جمعه موقوف شد . ناهار برهپلو و ساير چيزها بود . آقاى عماد السلطنه در اين سرما كهريزك رفته بود . مىگفت در عمرم همچو سرما نديده بودم . بالاخانهء كهريزك مثل سيبر [ ى ] بود . خيلى سخت گذشته بود . عزل ملكآرا اخبار تازه عزل ملكآراست از حكومت گيلان . شهرت دارد بلكه راست است براى تاجگذارى اعليحضرت امپراطور روس حضرت و الا ملكآرا معين شدهاند و انشاء الله در ماه مى تشريف خواهند برد . چون تاجگذارى پدر اين امپراطور حضرت و الا رفته بود گمان مىكرديم با اين بيكارى چند سال اين قرعه به نام ما خواهد افتاد .