قهرمان ميرزا عين السلطنه

855

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هم اصلاح نشده . در نهم ماه مكارى بهارى از نزديك كوريجان ده حضرت و الا عبور كرده جمعى قطاع الطريق بارهاى روغن مكارى را غارت كرده‌اند . از ده قرخلو و كوريجان كه نزديك بوده مكاريها كمك خواسته‌اند اهل قرخلو بيرون نيامده‌اند . نصر الله خان مباشر دهات حضرت و الا با چند نفر سوار بيرون آمده جلوى دزدها را گرفته‌اند . دزدها تمام بارها را گذاشته دروغ يا راست دو سه بار روغن را برده‌اند . مسائل مملكتى و حكومتى همدان اين مطلب شهرت كرده ساعد السلطنه ، بواسطهء عناد و لجاج و شريك الملكى كه هميشه دارد و نمىخواهد در ابو ابجمعى او ديگرى صاحب ملك و علاقه باشد و اطلاع و خبرت از وضع تعدى و ظلم آنها به هم برساند هميشه منتظر وقت و بهانه‌جوئى است . خصوصا از ده كوريجان هم يك دانگ به ناحق ناحق مالك شده و ميل دارد مثل ساير دهات تا شعيرى مالك شده مابقى را جبرا و قهرا در طبق اخلاص گذاشته تقديم او كنند و در مادهء حضرت و الا اين فقره ممكن نبود . حضرت و الا عضد الدوله هم بواسطهء آن‌كه حضرت و الا چند مرتبه حكومت همدان كرده‌اند و ممكن است مجددا حاكم شوند اين ظن را اغلب به حضرت و الا مىبرد تا ممكن او است مىخواهد اسباب‌چينى كند و نگذارد آنى راحت باشند كه دنبال حكومت بروند خصوصا در اواخر سال و حال آنكه عمو است بغض و عداوتش از هزار بيگانه زيادتر است . در فقرهء ملاير هم از آقاى عماد السلطنه تشكى داشت ، آن هم علاوه شده است . مطلب ديگر كه باعث عداوت اوست خصوصيت و اطاعت از خوانين همدان است . طرفدارى خوانين را هيچ وقت زمين نمىگذارد و گمان مىكند بواسطهء طرفدارى آنهاست كه هميشه حاكم همدان است . ضياء الملك حالش واضح و آشكارتر از سايرين است . در آن سفر همدان و آن حكايتهاى عجيب و غريب و عزل حضرت و الا و مقتول شدن دو نفر از فراشها و ضبط املاك والدهء مهدى خان كه مادر زن همين ضياء الملك است تا هزار سال ديگر فراموش ما نمىشود . چه‌ها ديديم و كشيديم . تمام در سر اين بود كه حضرت و الا زن گرفته‌اند . بارى خيلى مفصل است . بايد به روزنامهء آن سال نظر كرد و از وضع حكومت و غوررسى اين زمانه عبرت گرفت . فاعتبروا يا اولى الابصار . شش ماه همدان حكومت كرديم . در سه ماه آخر يك شب از ترس خواب راحت نكرديم . اين‌طور درصدد اذيت ما بودند . بيم قتل بود . خداوند تفضل كرد . آخرش آنطور شد كه نوشته‌ايم . ساعد السلطنه و اوضاع همدان بارى اين هرسه در شورين جمع شده گفتند بهتر از اين موقع به هم نمىرسد . اين فقره دزدى و غارت مكارى بهارى را به گردن سيد نصر الله خان بسته تلافى كامل بكنيم . فورا ضياء الملك تلگرافى طهران مىكند كه رعاياى بهار روغن به دار الخلافه حمل مىكردند رعاياى كوريجان چنانچه كار هميشهء آنهاست بيرون آمده تمام كمال چاپيده‌اند . از اين طرف عضد الدوله حكمى به ساعد السلطنه مىنويسد كه دزدهاى