قهرمان ميرزا عين السلطنه

853

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

صد مقابل است . كارهاى اتابك و اقوامش الان گوشت كم و از ايام گذشته بدتر است . يك شخص واحد چند كار داشته باشد . استغفر الله اگر پيغمبر باشد از عهدهء آن بيرون نمىآيد . تمام مردم بيكار و دو نفر روى كارند ! آقاى نايب السلطنه و صدراعظم . در هيچ عهدى و هيچ سلطنتى صدراعظم آن‌قدر كار نداشته . از آبدارى و سقائى و قصابى و قراولى تا شغل عظيم صدارت و حل و عقد حكومت و دولت به او واگذار است . جوان [ است ] و از خود مغرور . اين همه كار و شغل ، در خلوت و جلوت حاضر و ناظر . كسى را قدرت تكلم و تصور نيست . اقوام او و نوكرهاى او هريك به كارى مشغول [ است ] و احدى از غريبه داخل نيست . نقل از قابوسنامه هرچه هست در ميانهء خودش و اقوامش است . يك نفر بيگانه دخيل نيست . در قابوس‌نامه نيكو نوشته و گفتهء آن پادشاه عادل عاقل اكنون آشكار و معين است . خداوند همچو پادشاهان را رحمت كند . در باب چهل و دوم گويد رحمة الله عليه « و هركس را كه وزارت دادى وى را در وزارت تمكينى تمام كن تا كارهاى تو و شغل مملكت فروبسته نماند و اگر پير باشى يا جوان ، وزير پير دار و جوان را وزارت مده از آن‌كه گفته‌اند اندرين معنى بجز پير سالار لشكر مباد . اگر تو پير باشى زشت بود كه جوانى مدبر پير باشد و اگر تو جوان باشى و وزير جوان ، آتش جوانى هردو باهم يار شود و به هردو آتش مملكت سوخته گردد و بايد كه وزير بهى روى باشد و پير يا كامل و تمام قوت و قوى تركيب و بزرگ شكم . وزير نحيف و كوتاه و سياه ريش را هيچ شكوهى نبود . حكايت - سلطان طغرل بيك خواست كه از وزراى خراسان كسى را وزارت دهد دانشمندى را اختيار كردند و آن دانشمند را ريش تا ناف بود سخت طويل و عريض . او را حاضر كردند و پيغام سلطان به وى دادند كه وزارت خويش نامزد تو كرديم بايد كدخدائى ما به دست گيرى كه از تو شايسته‌تر كسى را نمىبينيم در اين وزارت . دانشمند گفت خداوند عالم را بگوئيد كه ترا هزار سال بقا باد وزارت پيشه‌اى است كه آن را بسيار آلت به كار همى آيد و از همه آلت با بنده جز ريش نيست . خداوند به ريش بندهء دعاگو غره نشود و اين خدمت كس ديگر را فرمايد . و با اقربا و پيوسته‌گان نيكوئى كن و به معاش دادن و خوبى كردن تقصير مكن - ( كه اين فقره به كلى معدوم و چيزى كه در خيال و فكر او نيست همين است ) - اما خويشان و پيوسته‌گان وزير را عمل مفرماى كه به يك باره پيه به گربه سپردن شرط عقل نيست كه وى به هيچ حال با پيوستگان حساب به حق نكند و از بهر مال تو خويشان خويش را نيازارد و او از كسان خويش عفو كند و از بيگانه نكند . »