قهرمان ميرزا عين السلطنه
830
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
نسقچىباشى سوار شده بودند . پنج كبك آورد . دو دانه فساد و سه دانه خودش زده بود . مىگفت دو سه تا هم گم شد . امروز هم به همان خيال سوار شديم . كبك بسيار كم ديده شد . كوهها بقدرى سخت است كه اسب و آدم ممكن نيست عبور كند . به اين شكل هم با آن كبكهاى قوش ديده و توله ديده شكار مشكل است . جاى شكار كبك هم نيست . به زور و قهر كارى بايد كرد . ناهار در نزديك ده آهار خورديم . با وجود آنكه طلوع صبح بيدار شده بوديم آقاى عماد السلطنه نگذاشتند بخوابيم . پنج به غروب مانده سوار شده هرچه گشتيم كبكى پيدا نشد . آخر الامر چند دانه كبك من ديدم دو تير انداختم نخورد . راه رفته ، خواب نكرده ، خسته مانده بدون يك كبك منزل آمديم . نايب السلطنه و ارنگه آقاى نايب السلطنه امروز از ارنگه تشريف آوردند شرفياب خاكپاى مبارك شوند . پسفردا مىروند . ارنگه تيول آقا شده . هر سال مىروند و چند دختر پيدا مىكنند . غالب صيغههاى آقا حالا ارنگهاى است . سابقا بر خلاف اين ميل مبارك بود . پس از فوت پسرش دو صيغه گرفت مزه كرد . حالا دستبردار نمىباشند . متصل تجديد مىكنند . چند اولاد هم حالا از آنها دارند . در اين سفر هم سه دختر پسند فرموده به شهر روانه كردند . گمان مىكنم ارنگه دخترها و زنهاى خوب داشته باشد . نمونهاى از آن در طهران ديدهايم . الان هم هست . زهرا دختر غلامرضا بيك حقيقت خوب بود ، ناظم السلطنهء متعفن كثيف در سن چهارده كه عين شباب و خوبى او بود صيغه كرد . بعد از چندى طلاق گفت . حالا هم شوهر دارد . در آن سن من ديده بودم و حقيقت خيلى تعريف داشت . من هم اميد دارم يك سفر ارنگه بروم . يعنى با آقاى عماد السلطنه مذاكره كردهايم . پايان سفر صدراعظم فردا صبح مىرود . ما هم انشاء الله روز يازدهم . سفر تمام شد . در سفر هشت سال قبل التفات شاه خيلى خيلى بيشتر بود . امسال كمتر است . نمىدانم جهت محبت زبانى صدراعظم است يا چيز ديگر . در آن سفر يرت و جاى چادر حضرت و الا را خود شاه معين فرمود . از اين چيزهاى ديگر قياس شود . امسال برعكس است . فقط صرفهاى كه انشاء الله تعالى خواهم برد همان حساب ملاير است كه احكامات سخت صدراعظم دادند و الان مشغول نوشتن حساب هستند . تا خداوند چه خواهد . اميدواريم از اين بليه خلاص شويم و اين عمل بگذرد . اگرچه يك دينار صرفهء نقدى ندارد ، مگر اينكه از دست مردم خلاص شويم و اين بدنامى تمام شود . چقدر بد آب و هواست . تمام مردم پيچش و اسهال گرفتهاند . محمد على خان امروز بهتر است . جمعه 9 - ديشب ساعت دو از شب گذشته صدراعظم يك اسب كهر داز خوش نشان ، شش سال ، بسيار بسيار اعلى براى حضرت و الا فرستاد . خيلى اسب خوبى است . چندين مرتبه سوارى آن را ديدهام . يكى همان روز رفتن كجور كه از گردنهء يوش