قهرمان ميرزا عين السلطنه
827
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
است . هر دوى آنها تملق مىگويند و سالى مبلغها تعارف مىدهند . هردو را هم راضى و خوشنود نگاه داشته . خيلى مرد زيرك پلتيكدانى است . آب شهرستانك سنگينتر است اعليحضرت سوار شدند . پائين ده سيل رودخانه را گرفته درياچهء كوچكى تشكيل يافته . ناهار گرم آنجا خبر كرده بودند . حضرت و الا هم تشريف بردند . آب و هواى بدى شهرستانك دارد . اغلبى ناخوش شدهاند . آبش به سنگينى سرب است . شب اول محمود آبدار عماد السلطنه آب رودخانه آورده بود . چون هميشه سفارش مىكرديم آب رودخانه بياور . اينجا را هم همان قسم تصور كرده بود . آب را بالاى سر من گذاشته بود . نصف شب دو سه مرتبه آب خوردم . طورى شكم من نفخ كرد اگر به اندازهء آن آب سرب و جيوه خورده بودم آنقدر سنگين نبود . تا صبح به هيچ شكل خوابم نبرد . تا ظهر روز بعد حالت نداشتم و از شدت نفخ ناله مىكردم . چشمههاى اطراف آبش نسبة بهتر است . اما باز بد . ابدا اشتها نداريم . حكايت عباس خان چنارى كنت را دستخطى دادند كه تا شهر تشريف ببرند بانك مهلت بدهد . رفت . خبر تازه حكايت عباس خان است . تفصيل او را سابقا مشروح نوشتم . اميرنظام بعد از آن همه التفات و عفو تقصيرات قرار ماهانهاى گذاشته و حكم كرده ملاير برود . در اين ايام قطع ماهانهء او را كرده . چنانچه ظن مردم بود درصدد گرفتارى او برآمده . از ملاير فرارا طهران آمده و در سفارت انگليس بست نشسته . نواب « * » منشى سفارت اينجا آمده قرارى به كار او بگذارد . در مراجعت از كربلاى معلى در اسدآباد حق نمك سابق را فراموش نكرده . نواب عليه و همراهان را يك شب و يك روز پذيرائى كرد . اسب قزلى هم به آقاى عماد السلطنه تقديم كرده . حقشناس است . شدت استيصال او را به اين كارها بازداشت . چند روز است متصل دو نفر زن سواره به سمت ده مىروند و اغلب دو سه دختر همراه به عمارت مىبرند . گويا اعليحضرت ميل زن گرفتن داشته باشند . خرازيهاى تازه از شهر آمده اسبابهاى خوب دارند . روزى دو سه دفعه به هر چادرى مىروند . سفر بد دوشنبه 5 - اعليحضرت سوار شده قله به شكار تشريف بردند . از بس در اين سفر براى شكار خلق مبارك تنگ [ است ] و تغير مىفرمايند احدى همراهى نمىكند ، جز معدودى كه وجودشان لازم [ است ] و از جهت كارى بايد باشند . هروقت حضرت و الا ملتزم ركاب بود چندين مرتبه به اصرار و ابرام به شكار روانه مىفرمودند . اين دفعه ابدا اسم شكار رفتن نمىبرند . ليكن مىفرمايند پائين ده درههاى خوب كبك زياد
--> ( * ) عباسقلى خان نواب .