قهرمان ميرزا عين السلطنه

740

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

قرب باغ جنت گلشن است رفته بودند . مىگفت داخل باغ شديم مردهاى آنها نبودند ليكن چندين نفر زنهاى خوشگل قشنگ با لباسهاى فاخر استقبال كرد [ ند ] و ابدا حجاب نمىكردند . يك نفر سيد هم كه از جملهء نگاهبانهاى باغ بود حاضر بود . داخل اطاقها شديم . يكى از اطاقها قفل بود . در را شكسته داخل شديم . كتاب و نوشتجات و عكسهاى زيادى بود . برداشتيم . خود سيد هم بدون واهمه و ترس همراه ما خدمت نايب السلطنه آمد . خيلى محرمانه حكايتها كرد . صديق الدوله به حضور مبارك مطالب را عرض كرد . شفاها فرمودند ما با بابيها معاهده‌اى بسته‌ايم و ابدا اين كارها را دنبال نكنيد ، بگذاريد ساكت باشند . ما هم كارى نداريم . دو شب بعد يك نفر نزد صديق الدوله آمده پيغام آورد كه حضرات مىگويند الان ما حاضر هستيم هر آينه ميل شما است با استعداد كامل تشريف بياوريد ، براى خدمات شما حاضر هستيم . صديق - الدوله معذرت بسيار خواسته فرستاده مراجعت كرد . معلوم شد چهار صد نفر مسلح و مكمل با تفنگ و يراق مفصل در باغ حاضر شده و طبعا اين پيغام را داده‌اند . در اين ايام با وجود اين مسامحه وكيل الدوله چند نفر را شبانه گرفته و خفه كرد . نمىدانم اين مسامحه و معاهده پس از آن شده يا اين معاهده به ملاحظهء وقت است . خيلى زياد شده و حالا كارشان چندان پنهان نيست و خيلى بد چيزى است . وقتى پشيمان خواهند شد كه چرا ساكت بودند . مسعود سعد سلمان نيكو گفته . مخالفان تو موران بدند مار شدند * برآور از سر موران مار گشته دمار مده امانشان زين بيش روزگار مبر * كه اژدها شود ار روزگار بيند مار قرارنامهء گمرك و خزانه سه‌شنبه 25 ذىقعدة الحرام - در اين ايام امين الدوله ، مشير الدوله و نصر السلطنه كنكاش داشته و يك نفر فرنگى مجهولى پيدا كرده همدست خود كرده ، عريضه‌اى به توسط نايب السلطنه به خاكپاى مبارك نموده‌اند و قرارنامه نوشته [ اند ] كه به اين شرط گمرك ايران و خزانهء مباركه را قبول مىكنم و سالى ده كرور تومان ماليات به دولت مىدهم . اعليحضرت هم چون ده كرور را مبلغ زيادى ديده‌اند به طمع افتاده [ اند ] . صدراعظم چند روزى قهر كرده پس از اظهار التفات به حضور مبارك رفته معايب اين كار را شرح داده‌اند كه موافق قرارنامه و شرايط صعب و سخت آن همان حكايت تنباكو [ است ] و نتيجهء بد آن ظهور خواهد كرد . اسباب زحمت فوق العاده و صدمهء وجود مبارك خواهد شد . آخر الامر پشيمان [ مىشويد ] و مبلغها متضرر خواهيد شد . يكصد هزار تومان هم تقديم كرده كه كما فى السابق اين كارها با خودشان [ باشد ] و به معمول هميشه رفتار شود ، تا اسباب هيجان و گفتگوى بعد فراهم نيايد . اين بود كه وزارت تجارت را از مشير الدوله گرفتند . امين الدوله هم تعارض كرده درب خانه نمىرود و استدعاى مرخصى زيارت عتبات كرده [ است ] . مشير الدوله هم ديوانخانه نمىرود . تير حضرات باز به سنگ خورد . تا بعد چه كنند . نصر السلطنه با آن همه صدمات باز دست‌بردار نيست .