قهرمان ميرزا عين السلطنه
731
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
مردم مىگفتند اين صلح را اگر به صبيهء خودش عيال عزيز السلطان كرده بود خيلى سزاوارتر و شايستهتر بود و هيچ كس نه حال نه بعد ايرادى نمىگرفت . اين ده را مىگويند سالى هفت هشت هزار تومان بيشتر مىدهد و حال آنكه آبادى نشده و نسبة مخروبه است . دوشنبه 3 ذيقعده - صبح خانه خدمت حضرت و الا رفتم . الحمد لله ديروز خوش گذشته بود . با شاهزاده جهانسوز ميرزا تشريف برده بودند تا عصر فرمودند به صحبت و تماشا گذشت . فرمودند كتابچهء شعرى حضرت وليعهد داشتند فرمودند من هم چند شعرى در آن كتابچه نوشتم . اشعار خوب دقيقى را مرقوم داشته بودند مطلع قصيده اين است : به دو چيز گيرند مر مملكت را * يكى پرنيانى يكى زعفرانى مناسب وقت و مقام بود . خداوند گوش شنوا بدهد . از اين اشعار و نصايح بسيار است . شيطنت اعتماد السلطنه و كلمات او فرمودند يك حكايت از ديروز بكنم . صداقت حضرت وليعهد ، شيطنت و حرامزادگى اعتماد السلطنه را ببين . به آن عبارت حضرت وليعهد فرمودند . اعتماد السلطنه قسم مىخورد كه يك روز به اسم شما حضرت عبد العظيم رفته در مراجعت سر قبر طغرل نزد طلاشويها رفتم كه طلاجوئى مىكردند . عقيقى پيدا شد كه در آن مظفر بن ناصر نقش شده بود و اين از چيزهاى عجيب و غريب دنيا است . اعتماد السلطنه قسمها مىخورد كه الان عقيق حاضر است . اعتماد السلطنه كارها از اين بالاتر دارد . مطالبى كه مىنويسد هزار چندين بالاتر و قبحش بيشتر است . حضرت وليعهد هم قول او را باور كرده و يقين فرمودهاند اين گفته صدق است و اتفاق افتاده . چنانچه به قسمهاى او كه از دين و آئين بهره ندارد و در هيچ مذهبى نيست اطمينان حاصل فرمودهاند . اعتماد السلطنه تاريخى براى آن هم درست كرده گفته است احتمال كلى بلكه ظن به يقين است كه عقيق از خلفاى بنى عباس است و متعلق به يكى از اولاد ناصر الدين بالله خليفه بوده و اين پسر مظفر نام داشته . نمىدانم از بوى عقيق يا رنگ آن تميز داده شده است كه از عهد بنى عباس مانده يا از خاك و نقش زمين . به هرجهت مطلب تازهاى بود . اعتماد السلطنه چندين كلمه ياد گرفته كه به امداد و اعانت آنها تمام كتب خود را شرح [ و ] بسط داده و مطالب بيمعنى غيرواقع و يقين را رنگ و روى داده و مداخل مىكند كه به عقل راست نمىآيد . كلمات او اين است : « بلكه » ، « شايد » ، « مىتوان گفت » ، « كثرت استعمال » ، « به مرور زمان » ، « مانعى نداريم » ، « يحتمل » ، « چه ضرر دارد » ، « در زمان قديم » ، « چنانچه گذشت » . سابقا گفته بوديم . غلطات اعتماد السلطنه آقاى عماد السلطنه رسالهاى از زبان اعتماد السلطنه نوشته بودند كه خيلى تماشائى