قهرمان ميرزا عين السلطنه

712

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

مطلع باشم و در ركاب بروم . گفتند به قدر چهار پنج هزار زن جمع شده بود . يك سال من رفتم و خيلى تماشا داشت . ملتزمين ركاب ميان خانمها گردش مىكنند و روگيرى درستى در ميانه نيست . گويا از اصل نيست . سپهسالار « حيز » نبوده به جهت آنكه سالى يك ماه تمام در اين مسجد معصيت مىشود . شنبه 18 - باران مىآمد ، هوا سردتر شده است . از اوايل زمستان و اواسط آن خيلى سردتر شده است . خانهء حضرت و الا رفتم روضه داشتيم . ساعت سه با سليمان ميرزا و حكيمباشى به رسم معمول مسجد ملك التجار رفتيم . ياد سال گذشته بودم كه در همچو شبى در اين مسجد جمع بوديم و جمعا آرزوى همچو مسافرتى را مىكرديم و از خداوند درخواست كرديم كه به زودى زود اسباب آن را فراهم بياورد . آنها موفق شدند و من باز در بدبختى ماندم . خوشا به حال آنها . عجب جائى هستند . كسى كه از آن جمع موفق نشد من و حكيمباشى و سليمان ميرزا بوديم . مابقى آقا و نوكر رفتند . پس از نماز آقا به منبر تشريف بردند . همان نسخهء شب نوزدهم كه حفظ كرده‌اند قرائت شد . خدا شاهد است چندين مرتبه به گوش خود همين وعظ را از آقا شنيده‌ام . حتى كلمات جزء آن تغيير نكرده بود . سه مجلس وعظ ياد گرفته و در اين سه شب احياء ذكر مىكند و هركدام مخصوص يك شب است . . . ترس وليعهد از رعد و برق ساعت هشت خانهء حضرت و الا عودت كرديم . اول شب رعد و برق طولانى مفصلى شد . مىگويند حضرت وليعهد خيلى از رعد و برق وحشت دارند ، بطورى كه ما فوق آن متصور نيست . ميرزا باقر خان پسر معين السلطنه تعريف مىكرد كه چند شب قبل در موقع رعد و برق و انقلاب هوا آنجا بودم . اول كه هوا بناى انقلاب را گذاشت حضرت وليعهد اطاقها را گردش كردند تا اطاق بىدر مطبوعى پيدا كنند ، آخر جائى پيدا نشد به قهوه‌خانهء مغرور ميرزاى ناظر پناه بردند . خيلى كوچك بود و پنجره و در هم به سمت باغ نداشت . فرمودند سادات جمع شوند . در آن موقع ديگران حق دخول ندارند . قايم‌مقام و وكيل و دبير السلطنه و ساير اقوام آنها حاضر شدند . همه دست به دعا بلند كرده سيد بحرينى بناى روضه خواندن را گذاشته . حضرت وليعهد طورى سخت گريه مىكردند و فرياد مىزدند كه به گفتن درست نمىآيد . همين‌طور اضطراب داشتند و دعا مىكرديم . يا الله يا الله مىگفتيم ، سيد روضه مىخواند . تا الحمد لله رعد و برق ساكت شد . با حالت مغشوش به اطاقهاى خودشان تشريف بردند . چون مطلب تازه بود نوشتم . وعظ سيد ريحان الله دوشنبه 20 - عصر خانهء حضرت و الا رفتم . بعد از روضه با حكيمباشى مسجد مروى رفتيم . آقاى آقا سيد ريحان الله نماز مىكند و وعظ مىكند . روزش گفته بود نماز قضا به ذمه ندارم و هركس نماز قضا نداشته باشد نمىتواند نماز قضا بخواند .