قهرمان ميرزا عين السلطنه

689

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

گفت ملك است و اجاره مىرود و در موقع فروش خريدار پيدا مىشود در اين دو خيابان است كه فرنگيها مسكن دارند . خيابان علاء الدوله ، خيابان لاله‌زار . غروب منزل آمدم . كاغذى از فخر الملك رسيد به سلامتى حضرت عليه و ساير همراهان روز هيجدهم رجب وارد كاظمين عليهما السلام شده‌اند . روز 19 ماه رجب كه فخر الملوك اين كاغذ را نوشته بود حضرات جمعا مهمان او بوده‌اند . روز بيستم نوشته بود نواب عليه با معتضد السلطنه به سمت سامره رفته و من به كربلاى معلى مىروم . معتضد السلطنه از سامره مراجعت به طهران خواهد كرد ، از راه بندر بوشهر و فارس . ملاقات ثانوى ما با نواب عليه در كربلا خواهد بود . اسباب خوشحالى شد . حمد خدا را كه سلامت وارد شده‌اند . خود فخر الملك از كربلا مراجعت به كاظمين كرده و به طهران خواهد آمد . اين خبر گرفتن فوج را هم بشنود البته زودتر خواهد آمد . شدت سرما كمى شكسته . يخ كوچه‌ها اندكى باز شده ، وسط روز گل مىشود . اعليحضرت جاجرود تشريف دارند . حضرت وليعهد نرفتند . چوب خوردن شيخ شيپور جمعه پنجم شعبان - گلين خانم صبح حضرت عبد العظيم رفت . من هم ناهار خورده با سليمان ميرزا سواره رفتيم . جمعيت زياد بود . راه‌آهن متصل در آمدورفت بود . آفتاب و هواى خوشى بود . حضرت وليعهد هم تشريف آوردند . ميرزا على خان را آنجا ديدم گفت شيخ شيپور را ديدم . گفت در جاجرود از شاه چوب خورده آمدم . مطلب تازه‌اى بود . تفصيلش پس از آمدن اردو معلوم مىشود . وقت چوب خوردن تماشا داشته . بىمزه نبود مىبوديم و تماشا مىكرديم . مسخره‌ها ، اغلب گرفتار تنبيه و سياست شده‌اند . اما در عهد اين شاه نديده و نشنيده بوديم . به جهت آنكه تمام مردم اين رويه را پيش گرفته و متصل مشغولند . از وضيع و شريف تا خودش . خودش از همه بامزه‌تر [ ست ] و هيچ فكرى شبانه‌روز جز مسخره كردن ندارد و خيلى خوب هم آموخته . هريك از عملهء خلوت و خادمان حرم جلالت كه بهتر مىدانند قدر و جلالتش افزون است . اگر هيكل او هم به مسخره نزديك باشد و بتواند بعضى كارها را هم كرد و از عهدهء تقليد هم بيرون بيايد ، به اندك زمانى صاحب مشاغل و كارهاى عمده شده كه به هزار سال خدمت نمىتوان رسيد . دورهء مسخره‌ها و ترخانها سوابق ايام سلاطين دو نفر سه نفر ترخان و مسخره داشته‌اند ليكن هيچ خوانده نشده است كه تمام مردم بوده باشند . يا آن مسخره صاحب كار و شغل دولتى شده باشد . اما حالا تمام كارها به دست اين اشخاص است و هركس ندارد محروم . هركس جزئى از اين كار سررشته داشته باشد فورا داخل خلوت مىشود و روزبه‌روز ترقى كرده تا آدمى مىشود صاحب همه چيز و بهترين راهها براى بروز و ظهور اين صنعت شريف خلوت همايونى است .