قهرمان ميرزا عين السلطنه

683

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

به قدر دو درجه شكسته . مىشود در آفتاب چند قدمى راه رفت . گلهاى من را تماما سرما خشك كرد . گل و گلدان منجمد شده . قريب سيصد گلدان متجاوز خشكيد . امسال بهار باغ بىصفا خواهد بود . بىگلخانه گل نگاه داشتن كار سختى است . اغلب سالها خشك مىشود . ناهار را زودتر خورده به اصرار سليمان ميرزا سوار شديم . از دروازهء گمرك بيرون رفته تا بالاى خانىآباد رفتيم . هركجا آب ايستاده بود يخ بسته و چيزى نبود . چند دانه نازى بود . از بس بدذات است شكار نشد . چهار مرغ‌آبى هم از خيلى دور بلند شد و تا چشم كار مىكرد پريد . مراجعه نزديك قريهء نازآباد يك نازى و دو طرقه و چند گنجشك زدم . شكار طهران همين است . ما شكارچيها هم كه سالى دو مرتبه بيرون نمىآئيم بهتر از اين نمىتوانيم شكار كرد . يك ساعت به غروب مانده منزل آمدم . اصغر مژده داد كه كاغذها پيدا شده . پيرزن لله گفته بود فرستادم قرار شد فردا صبح برود بگيرد . خيلى خوشحال شدم . انشاء الله آمد كار من و محمد حسن ميرزا است . حضرات امروز يا فردا به سلامتى وارد بغداد و كاظمين عليهما السلام خواهند شد . امروز من تمامش در اين خيال بودم . ترقى پول زرد پول زرد خيلى ترقى كرده . ليرهء انگليسى شش تومان ، تومانى خودمان دانه‌اى دو تومان و دو هزار ، پنجهزارى يازده هزار و پنجشاهى ، پول سياه تومانى يك قران صرف پيدا كرده . هيچ ولايتى به اين بىصاحبى نيست . پيشكش نصر السلطنه باز نصر السلطنه براى ضرابخانه پيشكش اضافه مىكند و ميل دارند بدهند . آن وقت نمىدانم چه خواهد شد . تمام چيزها را زمين گذاشته از منافع تمام ايران چشم پوشيده همين ضرابخانه را چسبيده و مثل صندلى و ميز كه حراج كنند دست بالاى دست مىرود . ضرر اين پول به خود شاه از همه بيشتر مىخورد . برف سه‌شنبه 18 رجب - صبح وقت نماز كه بيدار شدم هوا ابر بود . كم‌كم بناى آمدن برف را گذاشت . هوا سرد بود تمامش به زمين مىنشست . پنج از دسته گذشته در آن برف خانهء حضرت و الا رفتم . سليمان ميرزا هم بود . حضرت و الا تشريف آورده بودند . سه ساعت به غروب مانده محمد اسب آورد خانهء سلطان محمد خان رفتم . سليمان ميرزا از آنجا منزل رفت . مدتى آنجا نشسته همان‌طور برف مىآمد . مغرب اسب آورده در آن شدت برف خانه آمدم . زمين و زمان سفيد شد . گرچه سفيد كرد همه خان‌ومان ما * يارب سياه باد همه خانمان برف يك مرتبه پارو كرده صبح ، دفعهء ديگر زحمت اين برف گردن نوكر بيچاره است . دو ساعت و نيم از شب رفته است . سليمان ميرزا يك سمت كرسى ، گلين خانم سمت ديگر