قهرمان ميرزا عين السلطنه
662
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
تا آجودان حرف مفت كمتر بزند . ان شاء الله باز به سلامتى مراجعت خواهند فرمود و چشم ما روشن خواهد شد . خانم خيلى نسبت به من التفات داشت و مهربان بود . التفات شاه حضرت و الا از دربخانه آمدند خيلى شاه التفات كرده بود . در فقرهء حساب ملاير عريضه كرده بود فرموده بودند حالا راه مىروم بده به امين خلوت صبح بدهد بخوانم حكم بدهم . از اين حساب ملاير آسوده مىشديم خيلى كار بود ، مگر به زور حضرت و الا پيش برود . غروب منزل آمدم . امشب به سلامتى رباطكريم هستند . امروز هواى خوبى بود . آفتاب گرمى بود . فرخ ميرزا را نبردهاند خانهء خود عماد السلطنه پيش دايهء خانم شاهزاده هست . هرمز را هم كه بردند زيادى بود . خيلى اذيت خواهد كرد . عباس ميرزا پسر شاهزاده خانم را هم نزد آغا شاهزاده گذاشتهاند . خانم موچول خانهء حضرت و الا ، سليمان ميرزا نزد من است . موچول ميرزا ، علاء الدين ميرزا ، افسر خانم رفتند . دو شب است حوضها يخ مىبندند . هوا سرد شده آتش خيلى مطلوب است . سهشنبه 13 - رفتم خانهء حضرت و الا . شمران تشريف برده بودند . خلوت بود اندرون بودم . از دست خرج شكايت داشتند . نوش خانم اكول شكمو بيشتر شكايت داشت . با من هيچ كارى نبود بىجهت نگاهم داشتند . اى كاش رفته بودم . زحمات طهران خيلى بيشتر از دو ساعت سرماخوردن و سوارى است . زغال كوبيدن كف كوچهها چهارشنبه 14 جمادى الثانيه - بعد از ناهار خانهء حضرت و الا رفتم ، به گمان اينكه تشريف آوردهاند معلوم شد نيامدهاند . محمد آمد تفصيلى گفت . با اصغر سواره رفتم . گل كوچهها خشك شده . محلهء يهوديها را زغال ريخته مىكوبيدند . با آن همه كثافت به خيال افتادهاند . يهوديهاى طهران از تمام يهوديهاى عالم كثيفتر هستند . كوچهء وسط كه خيلى كثيف بود . امروز ديدم پاك بود ، بهتر از كوچههاى ما بود . . . « * » غروب اصغر اسب آورده از خيابان منزل آمدم . شب حالتم مغشوش شد . بد گذشت . يكشنبه 17 - منزل بودم . هوا آفتاب [ بود ] . الحمد لله از روزى كه رفتهاند هوا خوش بوده . تا كرمانشاهان اين هوا را مىداشتند خيلى خوب بود . راهرو باغ را كه به اطاق نشيمن هم در دارد درست مىكنم . در گذاشتم . در باغ را هم از سمت كوچه مىخواهم باز كنم كه اين راهرو مخصوص باشد . براى گرم كردن اطاق خيلى خوب شد . بعد از ناهار تلگرافى از نواب عليهء عاليه رسيد از نوبران . فرموده بودند كه جمعه سيزدهم به سلامتى نويران وارد شديم . جوابى زدم . تا عصر مشغول بنائى بودم . سرد شده روزها هم كوتاه . هيچ كار نمىگذرد . اخبار روس دوشنبه 18 جمادى الثانيه - صبح با سليمان ميرزا خانهء حضرت و الا رفتم .
--> ( * ) نقطهچين در اصل است .