قهرمان ميرزا عين السلطنه
617
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
سه ساعت و نيم تا مران كشيد . گردنهء مفصل را بعد از ناهار به زحمت بالا رفتيم . راه پيچبن دستچپ و راه گچهلات دست راست بود . راهى بسيار سخت كه راه آبگرم هزار مرتبه بهتر بود . سنگهاى تخته تخته كه عبور از روى آن مىبايست كرد . سرازيريهاى بسيار سنگلاخ دشوار ، راه طولانى . با كمال اوقاتتلخى طى مسافت مىشد . راه خوب و منزل خوب را گذاشته گول الموتيها را خورديم . به هزار مشقت دو ساعت و نيم به غروب مانده وارد گچهلات شديم . چهار ساعت و ربع كم راه آمديم گچهلات جاى كثيفى است . آب بدمزهء گس دارد كه از گچ مىآيد . كوههاى اطراف تمام گچ است . خيلى خيلى كثيف جائى است و راهش به اعلى درجه سخت و بد . خودشان اقرار دارند كه از اين بدتر راه در الموت پيدا نمىشود . هرچه راه سخت رفته بوديم فراموش شد . خوب بود قدرى آب از چشمهء سرد خوشگوارى كه در راه بود همراه آورده بوديم و الا از اين آب هيچ نمىشد خورد . حالا اين راه را هم تعمير كرده و امروز و ديروز مشغول ساختن بودند و الا محال بود عبور كرد . زوارك يكشنبه 22 - اول درجهء سنبله است . صبح يك ساعت و نيم از دسته گذشته از گچهلات سوار شديم . « لات » به زبان الموتى صحرا را گويند . چون اينجاها قدرى صاف است در اطراف كوه لات مىگويند . راه خيلى سخت و بد بود . از ورك اين راه نمايان بود . برحسب مزاح به رضا بيك ، محمد مىگفت از اين راه بايد آبگرم رفت . رضا درست ملاحظه كرده مىگفت « الله بيزى سلامت طهران يتيشسين » و حال آنكه نمىدانست از اين راه بايد مراجعت كرد از بس سخت به نظر مىآمد . امروز گرفتار همين راه شديم . سرازير و به شدت تمام سخت بود . اغلب پياده آمديم ، هادى بد اين قسم هدايت خواهد كرد . هادى آخرت ما را خداوند نگاه دارد كه ما را به راه راست هدايت كند . انشاء الله تعالى . به هرجهت دو ساعت و ده دقيقه كشيد تا به ده زوارك رسيديم . مدتى گشتيم تا جاى چادر خوبى پيدا شد . سه چهار باغ است كه به سمت رودخانه نگاه مىكند . زمين باغ سبز و خرم با درختهاى تكتك مثل پاركهاى بسيار اعلى شكوه دارد . خيلى خيلى جاى خوبى است . اين زمين سبز و درختهاى تكتك در سايه و آفتاب عالم ديگر دارد . صداى آب به اعلى درجه لذت مىدهد . مشكل ديگر همچو جائى پيدا شود . هواى ملايم خوب . ارتفاع اينجا شش هزار و سيصد « فيت » است . سيصد « فيت » از جاى چادر شمران كه سر آسيا است بالاتر است . هوايش مشابه شمران است . قدرى از جهت آب زياد سردتر است . صدمات تنكابن را مگر صفا و هواى اينجا رفع و دفع كند . دست و بال باز شده و مىشود . نفسى آسوده كشيد . دوشنبه 23 ربيع الاول - صبح سوار شديم به گردش باغات گذشت . عصر آقاى عماد السلطنه پياده شكار رفتند . يك كبك زدند . حمام درست كرده بودند رفتم و يك آب چرب بود . پاكرفته چرب بيرون آمدم . خوش هوائى است . چهار شب توقف اينجا قرار شده . خوش خواهد گذشت . انشاء الله .