قهرمان ميرزا عين السلطنه
597
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
شب قبل هم كه خانهء حضرت و الا بوديم باران آمد و همين بلا به سر آقاى عماد السلطنه و سايرين آمد . من آن شب در بالاخانه خوابيده بودم . امشب عماد السلطنه در زيرزمين و من در پشتبام در صدمه بوديم . باران سختى آمد . در بهار امسال يك همچو باران نيامد . امسال به حاصل صدمه وارد نيامده گمانم اين است اين بارانها دنباله پيدا كند و هرچه حاصل خوب شده در وقت خرمن كردن و كوبيدن ضايع كند . اين مقدمات اين كار است . انشاء الله بخير خواهد گذشت ، اعليحضرت روز دوازدهم تشريففرما شدند . روضهخوانهاى مشهور جمعه 16 محرم - همه ساله شمران روضهخوانى داشتيم ، امسال به جهت نرفتن نواب عليه تمام ماها هم نرفتيم . حضرت و الا هم معلوم است و حال آنكه جاهاى خوب تجريش كه اعظم ييلاقات است به دست حضرت والاست . جاى زياد ، آب فراوان ، جهت هم همان حكايت زمستان بود . . . « 1 » مكرر نوشته شده است . الحمد لله هوا امسال مساعدت كرده و خيلى خوب است . هيچ طرف نسبت با پارسال نيست . البته هفت هشت درجه خنكتر است . خصوصا اين بارانها كه خيلى تغيير هوا داد . تا حال كه خوب بود و عمدهء گرما همين فصل است . مطلب طولانى شد . امروز در خانهء حضرت و الا در همان حياط خلوت تولوى خان كه سالهاى سابق روضهخوانى مىشد شروع شد . روضهخوانهاى مشهور مثل حاجى ملا باقر واعظ و ملا محمد على هزار جريبى و غيره و غيره مىخوانند . بسيار مجلس گرم باشكوهى بود . اطاق هم بزرگ [ بود و ] هواى خوبى داشت . ملا محمد على هزار جريبى تازه از مازندران آمده . حقيقت واعظ و عالم بىبدلى است . روضهء او كيفيت ديگرى دارد . گريهء شوق همان در روضهء او اغلب دست مىدهد . سايرين هم بسيار خوبند . سه ربع به غروب مانده تمام شد . مغرب منزل آمدم . باغ را آب دادند . شب از ترس باران در اطاق مىخوابيم . چون در به باغ دارد ، جنوب و شمال باز است بسيار هواى خوبى دارد . به مراتب از حياط خنكتر است . اگر اينطور هوا نبود خيلى تلخ و سخت مىگذشت . گفتند در اردوى همايونى شب سيل آمده و خيلى مال و آدم برده ، ضرر زيادى هم وارد آورده . صحيحا معلوم نيست چه قسم بوده و چه شده . شنبه 17 محرم - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . محمد حسن ميرزا آنجا بود . ديشب هوا خيلى خوب بود . بعد از ناهار خوابم نبرد . نزهت الملوك احوال نداشت . سينهاش چند روز بود درد مىكرد . حالا تب كرده و گريه مىكند . دماغى نداشت . عصر روضه جمعيت زياد شد . در ايوان پيش تولوى خان نشسته بودم . تماشايش بهتر بود . مغرب پياده منزل آمدم . رضا بيك حرف مىزد و خنده داشت . شب هوا ابر بود ليكن بارانى نيامد . چهارشنبه 21 - صبح خانهء حضرت و الا رفتم . شاهزاده والى دو روز است از
--> ( 1 ) - نقطهچين در اصل است .