قهرمان ميرزا عين السلطنه

59

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

بك با تفنگ دو لولهء ساچمه‌زن ، ابو القاسم بك با تفنگ دو لولهء تازهء ساچمه‌زن - محمد آقا تفنگ . . . روسى ، سيد محمد تفنگ ورندل ، كربلائى عزيز مفرش ، هومان خان ناهار بردارى ، جعفر قلى جلودار ، عبد الحسين جلودار تفنگ گلوله‌زنى ، دو نفر آشپز ، چهار فراش ( رضا - عباس - ميرزا - شعبان ) ، دو مهتر ( كوچك خان - محمد ) ، آبدار محمد ، قهوه‌چى رضا - سه نفر غلام ( يكى زينل - علاء الدين خان - محمد خان نايب ) . ميرزا تقى خان اسب خوش نشان ، ناظم الشريعه اسب عبد الله خان ، محمد حسن بك اسب نارنج ، ابو القاسم بك اسب حسن آقائى ، محمد آقا اسب محمد كريم ميرزائى ، سيد محمد اسب يال ، جعفر قلى اسب حاجى على خانى ، عبد الحسين اسب قزل كمرچال ، سوارى آقا داداشم قزل پهلوان عوجى . كسانى كه در ركاب مبارك بودند ، با هرچه اسب برده بودند تا دم قاسم‌آباد رفتيم . از آنجا مراجعت نموديم . از آنجا كه از خدمت آقا داداشم مرخص شدم تا آنجا به كسى حرف نزدم ، از بس كه اوقاتم تلخ بود . شريف الملك از دم پل رفت . عبد الله ميرزا با ابو تراب ميرزا در اين نزديكى رفتند . من با يونس ميرزا ، عبد الكريم خان ، آقا ميرزا علينقى آمديم . در نزديك شهر يك صداى تفنگى آمد . وقتى نگاه كردم دو نفر تفنگچى با دو سگ عقب خرگوش مىرفتند . نوكرها كه رفتند همه سرور و پيچيده كه كسى رويشان را نمىديد . يازده اسب بردند ، بيست قاطر . روز يازدهم حركت فرمودند يازده اسب بردند ، و السلام . جمعه 13 ربيع الثانى - شب به قدر يك وجب برف آمده بود . چاپار امروز تا دو روز ديگر هم نخواهد رسيد . تا الان كه خراب است برف مىآيد . امروز به آقا داداشم بد مىگذرد . از ديشب برف و سرما [ ست ] نمىتوانيم صبح سوار بشويم . تا الان دو ماه است كه ما يك صبح سوار نشديم . دو روز عصر سوار شديم . آن هم مثل سوار نشدن بود . از بعد از محرم پنج روز پشت سر هم آفتاب نشده . اگر شده يك يا دو روز . انشاء الله امروز آقا داداشم از بوبوك‌آباد نرفتند توى اين برف ، و السلام . قهرمان . يوم شنبه 14 ربيع الثانى - شب تلگرافى از سركار آقا داداشم رسيده كه امروز كه روز شنبه است وارد قشجه شديم . روز جمعه از بوبوك‌آباد حركت نفرموده بودند . يك تلگرافى هم ما زديم كه به قم نرويد و برويد طهران . تلگراف كه به ايشان برسد خيلى اوقاتشان تلخ مىشود كه چرا قم نرويم . تلگراف را به زره زدند زره بدهند سوار ببرد به قشجه . انشاء الله هفتهء ديگر براى آقا داداشم كاغذ مىنويسم . چاپار هنوز نرسيده . چاپار آن هفته روز سه‌شنبه رسيد . چاپار اين هفته كى برسد ؟ درست مثال چاروادار مىآيد . قهرمان . 1302 . . . ربيع الثانى - تلگرافى از سركار آقا داداشم رسيد كه روز « 1 » وارد قم شديم . نمىدانم مگر تلگرافى كه كرديم به آقا داداشم نرسيده يا اينكه باز رفته‌اند . انشاء الله بسلامتى وارد ميشوند . زياده و السلام .

--> ( 1 ) در اصل سفيد مانده است .